اين فرشته كليدهاى خزينههاى روى زمين را همراه داشت ( كه اگر پيغمبر پادشاهى را مى - پذيرفت به او تحويل مىداد ) « 1 »
هامش
( 1 ) - در اينجا ذكر دو مطلب ضرورى مىنمايد اول اينكه وسيله پادشاهى چه بود كه آن فرشته مىخواست به پيغمبر بدهد ، دوم آيا مگر پادشاهى چيز ناپسندى نيست پس چرا به پيغمبر پيشنهاد مىشود ؟
مسأله اول : شايد منظور از كليدهاى خزائن عبارت از منصب پادشاهى باشد و يا وسيلهاى شبيه به انگشتر سليمان بوده كه رمز پادشاهى و سر قدرت سليمان در آن قرار داشت ، هر چه باشد اين امتياز را براى پيغمبر ( ص ) نشان مىدهد كه آن حضرت با اينكه هرگز با پذيرفتن مقام پادشاهى از شأن و منزلتش كاسته نمىشد آن را نپذيرفت و خود را به خاكنشينى و تواضع آماده كرد .
مسأله دوم : اولا بايد دانست كه نوع حكومت در زمانهاى سابق پادشاهى بوده و غير از اين نوع در اكثر نقاط جهان حكومتى نبوده است و ثانيا امكان دارد براى مردم شخصى بعنوان پادشاه حكومت كند ولى مأمور باشد كه تنها از خدا اطاعت كند و در حقيقت پادشاهى خدا را پياده كند ، براى اينكه مسأله پادشاهى از نظر قرآن نيز مورد اشاره شود به اين آيه توجه كنيد :و قال لهم نبيهم ان الله قد بعث لكم طالوت ملكا قالوا انى يكون له الملك علينا و نحن احق بالملك منه و لم يوت سعه من المال قال ان الله اصطفاه عليكم و زاده بسطه فى العلم و الجسم، به ايشان ( به بنى اسرائيل ) پيغمبرشان گفت : خداوند « طالوت » را براى شما پادشاهى برانگيخته است ، گفتند چگونه براى او مىتواند پادشاهى بر ما باشد و ما سزاوارتر به پادشاهى از او مىباشيم در حالى كه وسعتى در مال ندارد ، پيغمبرشان گفت : خداوند او را بر شما برگزيده است و افزوده است براى او گسترشى در علم و جسم .
( بقره / 247 ) از اين آيه به خوبى مشخص مىشود پادشاهى در صورتى كه بر اساس زر و زور نباشد بلكه از جانب خدا بوده و بر اساس قدرت و علم الهى باشد نوعى حاكميت الهى بشمار مىرود مانند پادشاهى حضرت سليمان . ( مترجم ) .