9 - حسن بن محمد ديلمى در كتاب ارشاد القلوب نقل كرده كه زنى به خدمت امام صادق عليه السلام رسيد و گفت : فرزندم مسافرت كرده و سفرش طولانى شده و شوق ديدارش در من شديد گشته است دعا فرمائيد زودتر خدا او را به من برگرداند ؟ حضرت فرمود : صبر كن . زن رفت و پس از مدتى باز خدمت امام عليه السلام رسيد و عرض كرد كه غيبت فرزندم طولانى شده باز حضرت فرمود : مگر نگفتم صبر كن ! زن گفت : اى فرزند رسول خدا ، چقدر صبر كنم ؟ ! به خدا قسم كه صبرم تمام شد ، در اين هنگام حضرت به آن زن فرمود : برگرد به خانهات كه فرزندت را خواهى ديد ! زن برخاست و به منزلش آمد و ديد كه فرزندش آمده است او را برداشت و به خدمت امام عليه السلام آورد ، و به حضرت عرض كرد : مگر پس از پيغمبر ( ص ) هم وحى مىشود ؟ ! ( كه شما از آمدن فرزندم آگاه شديد كه بايد از طريق وحى بوده باشد ) حضرت فرمود : نه ! و لكن هنگام تمام شدن صبر نوبت فرج مىآيد ، زمانى كه گفتى صبرم تمام شد فهميدم كه خداوند فرجت را به آمدن فرزندت رسانده است .
جهاد النفس ( فارسى ) — صفحة 132
مساهمون: الحر العاملي
ص١٣٢