157 - از امام باقر عَلَيْهِ السَّلَامُ ( نقل شده است كه ) فرمود :
همانا فرشتهاى از فرشتهها مرور كرد به مردى كه جلوى خانهاى ايستاده بود ، به او گفت : اى بندهء خدا ! براى چه جلوى درب اين خانه ايستادهاى ؟
پاسخ داد : برادرى در اين خانه دارم ، مىخواهم بر او سلام كنم .
فرشته الهى گويد : آيا بين تو و او ارتباط خويشاوندى هست ؟ يا آن كه حاجت و مشكلى برايت پيش آمده است ؟
در پاسخ گويد : خير ، بين من و او خويشاوندى نيست ، حاجت و خواستهاى هم مرا به اينجا نكشانده است مگر برادرى اسلامى و احترام نسبت به آن ؛ و من پاىبندم كه به ديدار او آيم و براى رضاى خدا پروردگار جهانيان ، بر او سلام كنم .
فرشته گويد : من مأمور خدا براى تو هستم ، خداوند تو را سلام مىرساند و مىگويد :
همانا تو مرا نيّت كردهاى و به قصد من اينجا آمدهاى ، همانا بهشت را براى تو واجب نمودهام ؛ و تو را از غضب خود آزاد ؛ و از آتش در پناه خود قرار دادهام .
158 - از امام باقر عَلَيْهِ السَّلَامُ ( نقل شده است كه ) فرمود :
هر مؤمنى كه مؤمنى را زيارت و ديدار نمايد در واقع خداى عزّ و جلّ را زيارت نموده است ؛ و هر مؤمنى كه عيادت و دلجويى از مؤمنى كند در رحمت خاصّى قرار گرفته است ، پس اگر ( كنارش ) بنشيند رحمت الهى بر او سايه افكند ؛ و چون باز گردد خداوند هفتاد هزار فرشته را موكّل نمايد تا برايش استغفار و طلب رحمت كنند و تا فرداى آن ساعت گويند : پاك گشتى و بهشت برايت پاكيزه و مهيّا گرديده ؛ و براى او خريفى از بهشت خواهد بود .
راوى گفت : فدايت گردم ! خريف چيست و كجاست ؟
فرمود : گوشهاى در بهشت است كه ( مساحت آن ) به مقدار مسير چهل سال است كه بخواهد با مركب سوارى به پيمايد .
المؤمن ( مومن كيست ؟ وظيفه اش چيست ؟ ) ( فارسى ) — صفحة 131
مساهمون: صالحى
ص١٣١