كه معلول اراده خداوند است ، اختيارى نباشد زيرا جبر بر علت همان جبر بر معلول است . و با اين همه كيفر صحيح نيست زيرا مواخذه بر آنچه بدون اختيار رخ داده است صحيح نمى باشد .
محقق خراسانى از اين اشكال چنين پاسخ داده است : كيفر تابع كفر و سركشى است و اين دو خود تابع اختيارى هستند كه از مقدمات خود نشأت گرفته است و اين مقدمات ، خود از شقاوت ذاتى لازم و همراه ذات كفر و سركشى ناشى شده است .
و مقصود محقق خراسانى از اين سخن آنچه برخى احتمال داده اند نمى باشد كه گفته اند : پاداش و كيفر از پيامد افعال و لوازم اعمال و نتايج صفات نيكو و آثار صفات ناپسند است . و مثال اين كيفر بر نفس به سبب خطا و اشتباهش ، چون بيمارى در بدن است . و با سخن پروردگار تائيد مىشود كه مى فرمايد : « آياجز به آنچه انجام مى دهند كيفر و پاداش داده مى شوند ؟ » « 1 » و سخن پيامبر ( ص ) كه فرمود : اين كردار شماست كه به سوى شما باز مى گردد . » « 2 » [ اشتباه اين سخن ] نه از جهت منافات با ظاهر كتاب و سنت است زيرا ممكن است گفته شود : « ماده چون مستعد است ، مستحق افاضه صورت منافر از خداوند است و نسبت شكنجه و
داخل ساختن در آتش به خداوند با ملاحظه اين امر است كه افاضه آن صورت دردناك از خداوند ، به واسطه فرشتگان عذاب رخ مىدهد . »
بلكه اشكال سخن در اين است كه پاسخ با مبناى اشكال مناسبتى ندارد .
هامش
( 1 ) - سوره اعراف آيه 147 .
( 2 ) - حكايات شيخ مفيد ص 87 چاپ كنگره شيخ مفيد ، قم