تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسى ) — صفحة 643

مساهمون:

ص٦٤٣

[ 1258 - اشياء مطلق و آزاد هستند تا اينكه امر و نهى در مورد آنها نيامده باشد ]

[ 1405 ] 12 - حسين بن ابى غندر از امام صادق عليه السّلام روايت كرد كه آن حضرت فرمود : اشياء تا زمانى كه بر آنها امر و نهى نشود مطلق هستند [ يعنى براى تو مباح مىباشند ] و هر چيزى كه در آن حلال و حرام وجود دارد [ در صورت ترديد براى تو حلال است ] تا وقتى كه از حرام بودنش آگاه نشوى كه بايد رهايش نمايى .

[ 1259 - خداوند پيامبرى را شرافتمندتر از پيامبر اسلام نيافريد ]

[ 1406 ] 13 - حسين بن ابى غندر از مفضّل از امام صادق عليه السّلام خبر داد كه آن حضرت فرمود : خداوند پيامبرى را شرافتمندتر از محمد صلّى اللّه عليه و إله برنيانگيخت و خداوند هيچ كس را پيش از او نيافريد و خداوند پيش از محمد صلّى اللّه عليه و إله مخلوقاتش را به هيچ يك از آفريدگانش بيم نداد و اين همان گفتار خداوند ( و الا مقام ) است كه فرمود : « اين [ پيامبر نيز ] بيم دهنده‌اى از بيم دهندگان نخستين است » [ نجم ، آيهء 56 ] و فرمود : « [ اى پيامبر ] تو فقط هشدار دهنده‌اى و براى هر قومى رهبرى است » بنابراين پيش از او و پس از او اطاعت شنونده‌اى در ميان آفريده‌ها نيست تا اينكه رستاخيز در تمام عالم برپا شود و خداوند وارث زمين و زمينيان گردد .

[ 1260 - عاقبت كسى كه از كندن پر خروسى منع نكرد ]

[ 1407 ] 14 - حسين از پدرش از امام صادق عليه السّلام روايت كرد كه آن حضرت فرمود : پيرمرد پارسايى در قوم بنى اسرائيل بود كه پيوسته خدا را پرستش مىكرد ، روزى هنگام نماز و نيايشش دو پسر بچه‌اى را ديد كه خروسى را گرفته و پرش را مىكنند . آن مرد به عبادتش مشغول شد و آن دو بچه را از كارشان بازنداشت ، پس خداوند به زمين وحى كرد : بنده‌ام را فرو ببرد ، و زمين او را بلعيد و او براى هميشه و تا ابد در در دور [ گرداب ] سقوط كرد .

[ 1261 - قصهء دو فرشته كه آمده بودند كه دهكده را نابود كنند و آن مرد عابدى كه آنجا بود ]

[ 1408 ] 15 - حسين از پدرش از امام صادق عليه السّلام نقل كرد : از آن حضرت شنيدم كه مىفرمود : خداوند دو فرشته به جانب دهكده‌اى فرو فرستاد تا آنان را نابود كند ، ناگاه مردى را ديدند كه شبانگاه برخاسته به درگاه خداوند ناله مىكند و او را پرستش مىنمايد ، امام صادق عليه السّلام فرمود : آنگاه يكى از دو فرشته به ديگرى گفت : به خاطر اين مرد به نزد پروردگارم برمىگردم ، و ديگرى گفت : آنچه را فرمان شدى اجرا كن و از فرمان پروردگارم بازگشت مكن .