[ 1143 - حديث شجره ]
[ 1261 ] 9 - بكر بن عبد الملك از حضرت سجّاد به نقل از پدرشان از جدّشان امير مؤمنان عليه السّلام روايت كرده كه رسول خدا فرمودند : اى على خداوند مردم را از درختهايى مختلف آفريد و من و تو را از يك درخت آفريد . من تنهء آن و تو شاخههاى آن هستى . و خوشا بندهاى كه به تنهء آن درخت چنگ زده و از شاخههاى آن ميوه بخورد .
[ 1262 ] 10 - مينا غلام عبد الرّحمان بن عوف گفته است : از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله شنيدم كه فرمودند : من درختى هستم كه فاطمه شاخهء آن ، على بذر آن و حسن و حسين ميوههاى آن هستند . و عبد الرزّاق [ يكى از راويان اين حديث ] افزوده است : و شيعيان ما برگهاى آنند .
ريشهء آن درخت در بهشت عدن است و شاخه و برگ و ميوهاش در بهشت .
[ 1263 ] 11 - جابر بن عبد اللّه گفته است : يك روز پيامبر صلّى اللّه عليه و إله در عرفات بود و على عليه السّلام مقابل ايشان و ما با او بوديم ، كه پيامبر گرامى به على عليه السّلام اشاره كرد و فرمود : اى على به نزدم بيا . او به نزد ايشان رفت و حضرت فرمود : پنج انگشتت را - يعنى دستت را - در دستم بگذار . آنگاه دست او را گرفت و فرمود : اى على من و تو از يك درخت آفريده شديم . من تنهء آن و حسن و حسين شاخههاى كوچك آن هستند . و هركس به شاخهاى از شاخههاى آن درآويزد ، خداوند او را به بهشت مىبرد .