[ 1105 - حديث سلسلة الذهب ]
[ 1220 ] 9 - ابا صلت هروى گفته است : با حضرت رضا عليه السّلام بودم هنگامى كه سوار بر استرى خاكسترى وارد نيشابور شد درحالىكه عالمان نيشابور به پيشوازش آمده بودند . چون به سوى چراگاه مىرفت آنان لگام استرش را گرفتند و گفتند : اى پسر رسول خدا به حق پدران پاكت حديثى به ما بفرما . از پدران پاكت حديثى به ما بگو . حضرت سرشان را - درحالىكه بالاپوشى از خز داشتند - از كجاوه بيرون آوردند و فرمودند : پدرم از پدرانش روايت كرده كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمودند : جبرئيل روح الامين از خداوند پاك نام و شكوهمند خبر داد كه :
همانا منم خداوند و معبودى جز من يگانه نيست . بندگان من مرا بندگى كنيد و بدانيد كه هر كس از شما مخلصانه با شهادت به لا إله الا اللّه مرا ديدار كند ، در دژ من در آمده است و هركس به دژ من درآيد از عذاب من ايمن گشته است . آنان گفتند : اى پسر رسول خدا شهادت مخلصانه براى خدا چيست ؟ فرمودند : اطاعت از خدا و رسول او و ولايت خاندان رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله .
[ 1106 - دو چيز شگفتآور است : سخن حكمتآميز از احمق و سخن احمقانه از حكيم ]
[ 1221 ] 10 - حسن بن بنت الياس از حضرت رضا به نقل از پدرانش عليهم السّلام روايت كرده كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمودند : دو چيز شگفت است : سخنى حكمتآميز از احمق كه بايد آن را بپذيريد و سخنى احمقانه از حكيم كه او را ببخشاييد ؛ زيرا هيچ حكيمى نيست كه لغزش نداشته باشد و هيچ احمقى نيست كه تجربه نكرده باشد .