تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الأمالي ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩

[ 962 - حضرت على عليه السّلام امير خوبان و قاتل فاجران ]

[ 1054 ] 23 - از زيد بن صوحان روايت شده كه حذيفة بن يمان ايشان را از فتنه‌هاى سرگردان كننده‌اى كه در آن گروه‌ها به رو سرنگون مىشوند ، بيمشان داد و گفت : مراقب اين فتن‌ها باشيد . راوى گفته است كه ما گفتيم : اى ابا عبد اللّه نجات از آن چگونه است ؟ او گفت : به گروهى كه على عليه السّلام در آن است بنگريد و به سوى او برويد اگرچه با خزيدن با زانوانتان باشد ؛ زيرا من از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله شنيدم كه فرمودند : على تا روز قيامت امير نيكان و كشندهء بدكاران است يارى شده است ياور او و نوميد گشته است نوميد كنندهء او تا روز قيامت . [ 1055 ] 24 - جابر بن عبد اللّه انصارى گفت : رسول خدا را ديدم كه دست على بن ابى طالب عليه السّلام را گرفت و فرمود : اين مرد امير نيكان و كشندهء بدكاران است . ياور او يارى شده و نوميد كنندهء او نوميد گشته است تا روز قيامت . سپس صدايش را بلند كرد و فرمود : من شهر حكمتم و على درب آن است ، هركس حكمت مىخواهد بايد از درب آن وارد شود .

[ 963 - وصيت حذيفه به صلة بن زفر در مورد حضرت على عليه السّلام ]

[ 1056 ] 25 - از صلة بن زفر روايت شده كه او پس از آن‌كه حذيفه را كفن پوشانده سر خود را به زير كفن كرده و به او گفته است : همانا اين فتنه رخ داده است چه دستورم مىدهى ؟ و حذيفه اين‌چنين به قلب او الهام كرده است كه : وقتى دفن مرا به پايان بردى بر شترت بنشين و به على عليه السّلام ملحق شو ؛ زيرا او بر حق است و حق از او جدا نمىگردد .