[ 739 - حضرت محمد صلّى اللّه عليه و إله در جنگ پرچم را به دست حضرت على عليه السّلام دادند ]
[ 817 ] 68 - از ابو هريره روايت شده كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمودند : فردا پرچم را به مردى كه خداوند و فرستادهاش را دوست مىدارد و خداوند و فرستادهاش نيز او را دوست مىدارند خواهم داد كسى كه تا خداوند او را پيروز نكند باز نمىگردد . عمر گفت : پيش از آن روز حكمرانى را دوست نمىداشتم . آنگاه حضرت على عليه السّلام را خواند و او را فرستاده حضرت به او فرمود : برو و بجنگ تا خداوند عزتمند تو را پيروز كند و روى نگردان . او ساعتى به راه افتاد - يا گفته است : اندكى - سپس ايستاد و بدون آنكه روى بگرداند فرمود : اى رسول خدا بر چه چيزى با اين مردمان بجنگم ؟ آن حضرت فرمودند : با آنان بجنگ تا شهادت بدهند « معبودى جز خداوند نيست و محمد صلّى اللّه عليه و إله فرستاده خداوند است . » كه چون چنين كنند ، خون و اموالشان را - مگر آنچه حق است - از تو نگاه داشتهاند . و حساب آنان با خداى عزتمند است .
[ 740 - حرم خداوند حلال و حرام او و مشتبهات ميان آندوست ]
[ 818 ] 69 - سرى بن عامر گفت : نعمان بن بشير بر منبر كوفه رفت و پس از سپاس و ستايش خداوند گفت : از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله شنيدم كه مىفرمود : همانا براى هر فرمانروايى حرمى است و حرم خداوند ، حلال و حرام او و مشتبهات ميان آندو است . پس همانگونه كه وقتى چوپانى به سوى خلوتگاهى مىراند ، دور نيست كه گوسفندانش را درميان آن ببيند [ انجام مشتبهات نيز چنين است ] پس مشتبهات را رها كنيد . او گفت : و من شنيدم كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله مىفرمايد : اى مردم همانا از انگور و كشمش و خرما و جو شرابى به دست مىآيد . هان اى مردم شما را از هر مست كنندهاى باز مىدارم .
[ 741 - در مورد دنيا مثل عابد باش ]
[ 819 ] 70 - ابن عمر گويد : رسول خدا فرمود : در دنيا چنان باش كه گويا بيگانه يا رهگذرى .