[ 747 ] 87 - عمران بن حصين مىگويد : رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله هرگز هيچ خطبهاى برايمان نخواند مگر آنكه در آن ما را به صدقه فرمان داد و از مثله بازداشت . آگاه باشيد كه از [ مصاديق ] مثله آن است كه كسى نذر كند كه بينى خود را بشكافد و از [ مصاديق ديگر ] مثله آن است كه انسان نذر كند پياده به حج رود پس هركس نذر كرد كه پياده به حج رود سوار شود و [ براى كفارهء آن نذر ] شترى قربانى كند .
[ 674 - در آداب سلام كردن ]
[ 748 ] 88 - رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود : سواره بايد بر پياده سلام كند و هنگامى كه از گروهى يكى سلام كند از ديگران كفايت مىكند .
[ 675 - هديهء امام رضا عليه السّلام به دعبل ]
[ 749 ] 89 - ابو الحسن على بن علىّ برادر دعبل خزاعى - كه خدا از او خشنود باشد - روايت نمود كه : آقايم ابو الحسن على بن موسى الرضا عليه السّلام در سال صد و نود و هشت در طوس براى ما روايت مىفرمود در آن سال از راه بصره به سوى او سفر كرديم و با عبد الرّحمن بن مهدى درحالى كه بيمار و از پا افتاده بود برخورد نموديم و چند روز در نزد او مانديم تا عبد الرّحمن بن مهدى از دنيا رفت و ما بر تشييع جنازهاش حاضر شديم و اسماعيل بن جعفر بر او نماز گزارد آنگاه من و برادرم دعبل به سوى آقا خود [ امام رضا عليه السّلام ] حركت نموديم و تا پايان سال دويست نزد او مانديم . پس از آنكه آقايم ابو الحسن رضا صلّى اللّه عليه و إله به برادرم دعبل پيراهنى ابريشمى و سبز رنگ و انگشترى كه نگينش عقيق بود به همراه چند درهم رضوى عطا كرد و خواستيم به سوى قم حركت كنيم امام فرمود : اى دعبل به سوى قم حركت كن پس به درستى كه تو در قم سودمند خواهى بود و به او فرمود : از اين پيراهن نگهدارى كن كه در آن هزار شب و در هر شب هزار ركعت نماز گزاردهام و در آن هزار بار قرآن را ختم نمودهام . پس به سوى قم حركت كرديم پس امام [ همچنين ] در رجب سال صد و نود و هشت املاء فرمود كه :