[ 644 - سوارهها روز قيامت ]
[ 711 ] 51 - رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود : در قيامت جز ما چهار نفر كسى سواره نيست . پس مردى از انصار برخاست و عرضه داشت : پدر و مادرم به فدايت . تو و چه كسانى ؟ فرمود : من بر مركب خدا ، براق و برادرم صالح بر شتر خدا كه آن را پى كردند و عمويم حمزه بر شترم عضباء و برادرم على بن ابى طالب بر شترى از شتران بهشت سوار است . درحالى كه پرچم حمد را در دست دارد در مقابل عرش مىايستد و ندا در مىدهد : هيچ معبودى جز خدا نيست و محمد فرستاده اوست . راوى گويد : پس انسانها مىگويند او جز فرشتهاى مقرّب يا پيامبرى فرستاده شده و يا حملكننده عرش پروردگار جهانيان نيست . پس فرشتهاى از درون عرش به آنان پاسخ مىدهد : اى گروه انسانها او فرشتهاى مقرّب يا پيامبرى فرستادهشده و يا حملكننده عرش نيست او راستگوى بزرگ ، على بن ابى طالب است .
[ 712 ] 52 - روايت فوق توسط على بن موسى نيز نقل گرديده است .
[ 645 - مردمان قوم يأجوج و مأجوج ]
[ 713 ] 53 - حذيفه بن يمان گويد : پيامبر صلّى اللّه عليه و إله درباره اهل سرزمين ياجوج و ماجوج فرمود : همانا آن گروه با جدّيت و بدون سستى با كلنگهايشان سنگ را مىشكستند پس هنگامى كه شب مىگشت مىگفتند : فردا كار را به پايان مىرسانيم [ و ان شاء اللّه نمىگفتند ]