[ 560 - سبب از بين رفتن نعمتها ]
[ 615 ] 62 - رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود : هيچگاه نعمت خدا بر بندهاى فراوان نگردد مگر آنكه [ مسئوليّت ] خرج زندگى مردم نيز بر او فزونى مىيابد . پس هركس آن مسئوليّت را نپذيرد نعمتش را در پيشگاه نابودى و فنا قرار داده است .
[ 561 - سه فضيلت حضرت على عليه السّلام ]
[ 616 ] 63 - عامر بن سعد از پدرش روايت مىكند : شنيدم كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله به على عليه السّلام سه خصوصيت ذكر كرد كه اگر يكى از آنها براى من بود از شتران سرخمو در نزد من محبوبتر بود . درحالى كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله على عليه السّلام را در يكى از جنگهايش [ در مدينه ] جانشين خود ساخته بود شنيدم كه على عليه السّلام عرضه داشت : اى رسول خدا ! مرا درميان زنان و كودكان باقى مىگذارى ؟ پس رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود : آيا خشنود نمىگردى كه جايگاه تو نسبت به من همچون جايگاه هارون نسبت به موسى باشد جز آنكه هيچ پيامبرى پس از من نيست . و همچنين شنيدم كه پيامبر صلّى اللّه عليه و إله در روز جنگ خيبر فرمود : پرچم را فردا به كسى مىسپارم كه خدا و رسولش را دوست مىدارد و خدا و رسولش نيز او را دوست مىدارند . پس ما گردن بر مىافراشتيم تا رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله پرچم را به ما بدهد . ولى پيامبر صلّى اللّه عليه و إله فرمود : على را نزد من فرا بخوانيد . پس على آمد در حالى كه چشمانش را از شدت درد بسته بود . آنگاه پيامبر از آب دهان خود بر دو چشمش گذارد و پرچم را به او سپرد و به وسيله او بر دشمن پيروز شد . و ديگربار هنگامى بود كه اين آيه فرو فرستادهشد « بيائيد فرزندان خود را به مباهله فرا بخوانيم » [ آل عمران ( 3 ) : آيهء 61 ] كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله على و فاطمه و حسن و حسين عليهم السّلام را فراخواند و فرمود : خداوندا اينها خانواده منند .
روايات ابو منصور سكّرى
[ 562 - كلام ابن مسعود با رسول اللّه صلّى اللّه عليه و إله در مورد خلافت ]
[ 617 ] 64 - ابن مسعود مىگويد : در شبى تاريك رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله به من فرمود : اى ابن مسعود . به [ گوش ] جانم ، خبر مرگم خوانده شد . پس گفتم : اى رسول خدا جانشينى قرار ده . فرمود : چه كسى ؟ گفتم : ابا بكر . پس از من روى گرداند دگرباره فرمود : اى ابن مسعود ،