[ 518 - دعاى امام صادق عليه السّلام ]
[ 567 ] 14 - محمد بن سليمان ديلمى از پدرش روايت مىكند كه مردى نزد آقايمان صادق عليه السّلام آمد پس عرضه داشت : آقاى من ! به تو از قرضى كه بر دوش من قرار گرفته و سلطانى كه بر من ستم روا مىدارد شكايت مىكنم و مىخواهم كه دعايى به من بياموزى تا از آن بهرهاى برده كه قرض خود را با آن بپردازم و از ستم سلطانم ايمن گردم . پس امام عليه السّلام فرمود : هنگامى كه شب تو را فراگرفت دو ركعت نماز بگزار . در ركعت اول از آن ، حمد و آية الكرسى و در ركعت دوم حمد و آيات آخر سوره حشر « اگر ما اين قرآن را بر كوه نازل مىكرديم . . . » [ حشر ( 59 ) :
آيهء 21 ] تا آخر سوره را بخوان آنگاه قرآن را برگير و بر سرت گذار و ده بار بگو : « به حق اين قرآن و به حق كسى كه قرآن را به وسيله او فروفرستادى و به حق هر مؤمنى كه در قرآن او را ستودى و به حق تو بر آنان كه هيچ كس داناتر از تو به حقت بر آنان نيست » . پس ده بار مىگويى « به ذات خودت اى خدا » سپس ده بار مىگويى « اى محمد » و ده بار مىگويى « اى على » و ده بار مىگويى « اى فاطمه » و ده بار مىگويى « اى حسن » و ده بار مىگويى « اى حسين » و ده بار مىگويى « اى على بن حسين » و ده بار مىگويى « اى محمد بن على » و ده بار مىگويى « اى جعفر بن محمد » و ده بار مىگويى « اى موسى بن جعفر » و ده بار مىگويى « اى على بن موسى » و ده بار مىگويى « اى محمد بن على » و ده بار مىگويى « اى على بن محمد » و ده بار مىگويى « اى حسن بن على » و ده بار مىگويى « اى حجت » آنگاه نياز خود را از خدا مىطلبى .
پس مرد رفت و پس از مدتى بازگشت درحالى كه قرضش را پرداخته بود و سلطانش با او نيكو شده بود و در كارهايش راحتى و آسايش فراوانى به وجود آمده بود .