[ 457 - خبر دادن حضرت على عليه السّلام به شهادتشان ]
[ 493 ] 31 - هبيرة ابن مريم مىگويد : شنيدم كه على بن ابى طالب عليه السّلام درحالى كه دست بر ريشش مىكشد مىفرمايد : چه چيز بدبختترين افراد اين امت راى باز مىدارد كه اين ريش راى از خون سر خضاب كند ؟
[ 494 ] 32 - پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود : هركس از من جدا گردد از خدا جدا شده است و هركس از على جدا شود از من جدا شده است .
[ 458 - اسيران جنگ بدر ]
[ 495 ] 33 - عبد اللّه بن مسعود مىگويد : در روز جنگ بدر هنگامى كه اسيران دربند شدند رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله فرمود : درباره اين جماعت چه نظرى داريد ؟ پس عمر بن خطّاب گفت : اى رسول خدا ! آنان كسانى هستند كه سخنت راى دروغ شمردند و تو راى از وطنت بيرون كردند آنان راى بكش . آنگاه ابو بكر گفت : اى رسول خدا ! آنان قوم و طائفه تو هستند و شايد كه خدا آنان راى به خاطر تو از دوزخ نجات بخشد . آنگاه عبد اللّه بن رواحه گفت : تو در بيابانى هستى كه هيزم در آن فراوان است هيزمى گرد هم آر و آتش برافروز و آنان راى در آتش بيافكن . پس عباس بن عبد المطلب گفت : خداوند خويشاوندى تو راى قطع كند . راوى گويد : سپس رسول خدا برخاست و به درون [ خيمه ] رفت و حال آنكه بيشتر مردم سخن ابو بكر و عمر را پذيرفته بودند . پس برخى گفتند : سخن [ حق ] سخن ابو بكر است و برخى مىگفتند : سخن [ حق ] سخن عمر است پس رسول خدا به درآمد و فرمود : اى مردم اختلاف شما درباره سخن اين دو مرد براى چيست . مثل اين دو مانند برادران آنان از پيشينيان ، نوح و ابراهيم و موسى و عيسى عليهم السّلام مىباشد . نوح عرضه داشت « پروردگارا ! احدى از كافران راى بر روى زمين باقى نگذار » [ نوح ( 71 ) : آيهء 26 ] و ابراهيم گفت : « هركس از من پيروى كند از من است و هركس نافرمانى كند تو آمرزنده مهربانى » [ ابراهيم ( 14 ) : آيهء 36 ] و موسى گفت :