[ 451 - دو مرد از قبيلهء مذحج به نزد پيامبر آمدند براى بيعت با آن حضرت ]
[ 486 ] 24 - عبد الرحمن جهنى مىگويد : در نزد رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله بوديم كه به ناگاه دو سوار ظاهر شدند . پس زمانى كه پيامبر خدا صلّى اللّه عليه و إله آندو را مشاهده كرد فرمود : اين دو از بنى كنده و مذحج هستند . [ از قضا ] آندو از ( مذحج ) بودند . پس يكى به سوى پيامبر آمد تا با پيامبر بيعت كند هنگامى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله دست او را گرفت تا بيعت كند عرضه داشت : اى رسول خدا ! كسى كه تو را ديده و به تو ايمان آورد و سخنت را راست برشمرده از تو پيروى نموده چه پاداشى برايش است ؟ پيامبر فرمود : خوشا به سعادتش . راوى گويد : پس بر دست پيامبر دست كشيد و بازگشت . و ديگرى پيشآمد همينكه پيامبر دست او را براى بيعت در دست گرفت عرضه داشت : اى رسول خدا ! كسى كه به تو ايمان آورد و سخنت را راست برشمرد و از تو پيروى نمايد ولى تو را نديده باشد براى او چه پاداشى است ؟ پيامبر فرمود : خوشا به سعادتش و باز هم خوشا به سعادتش . راوى گويد : سپس بر دست پيامبر دست كشيد و بازگشت .
[ 452 - دجّال در سرزمين لدّ كشته خواهد شد ]
[ 487 ] 25 - مجمع بن جاريه مىگويد : شنيدم كه رسول خدا مىفرمود : دجّال در كنار « باب اللّدّ » به فاصله هفده ذراع كشته مىشود . ولّد دهى در سرزمين شام است [ در نزديكى بيت المقدس از نواحى فلسطين ] .