[ 423 - دوست داشتن اهل بيت عليهم السّلام براى خداوند متعال ]
[ 455 ] 47 - امام حسين عليه السّلام فرمود : هركس ما را براى خدا دوست بدارد به همراه ما اينچنين بر پيامبرمان وارد مىشود - دو انگشتش را بههم چسباند - و هركس ما را براى دنيا دوست بدارد پس به درستى كه دنيا نيكوكار و بدكار را فرا مىگيرد [ و به هردو مىرسد ] .
[ 424 - حديث غدير ]
[ 456 ] 48 - زيد بن ارقم مىگفت : رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله در روز عيد غدير خم برايمان خطبه خواند و فرمود : هركه من صاحب اختيار اويم پس اين على صاحب اختيار اوست خداوندا هركس كه او را يارى كند ، كمك كارش باش و با هركس كه با آنان دشمنى كند دشمنى كن .
[ 425 - تفسير آيهء شريفهء ( بِفَضْلِ اللَّهِ وَ بِرَحْمَتِهِ )
]
[ 457 ] 49 - ابن عباس درباره آيه « به فضل و رحمت خدا » [ يونس ( 10 ) : آيهء 58 ] گفت : فضل خدا پيامبر صلّى اللّه عليه و إله و رحمت او على عليه السّلام است .
[ 426 - حديث نعل ]
[ 458 ] 50 - ابو سعيد خدرى مىگويد : رسول خدا به سوى ما مىآمد كه بند كفشش پاره شد . پس آن را به على عليه السّلام داد تا تعميرش كند آنگاه نشست و ما نيز به آرامى در اطرافش نشستيم گويا كه پرنده روى سرما نشسته بود [ كنايه از شدت آرامى است ] پس پيامبر فرمود : كسى از شما بر اساس باطن قرآن مىجنگد همانگونه كه من براساس ظاهر فرو فرستادهشده قرآن با مردم جنگيدم . پس ابو بكر گفت : اى رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله من آن شخص هستم ؟ پيامبر فرمود : نه . بلكه او همان تعميركننده كفش است . راوى گويد : پس به نزد على عليه السّلام آمديم تا او را به آن امر بشارت دهيم ولى او [ پس از شنيدن اين سخن ] سر بلند نكرد گويا كه پيش از اين آن را شنيده بود .
اسماعيل بن رجاء از جدش كه همان پدر مادرش خزام بن زهير باشد روايت مىكند كه او در اجتماعى از مردم نزد على عليه السّلام بود . پس مردى برخاست و به او گفت : اى امير مؤمنان ! آيا درباره كفش روايتى است ؟ پس حضرت فرمود : خداوندا ! به درستى كه تو مىدانى كه آن از سخنانى بود كه رسول خدا مرا از آن آگاه مىساخت و به دو دستش اشاره نمود و آنها را بالا برد .