همانا او دندانهاى نكويى دارد . پس زيد بن ارقم گفت : چوب خيزرانت را كنار بگذار . من فراوان مشاهده كردم كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله آنجايگاه را مىبوسد . عبيد اللّه فرمان داد كه امام سجاد عليه السّلام را گردن بزنند . امام فرمود : اگر ميان تو اين زنان رحمى به جاست پس كسى را بفرست كه خبر را به آنان برساند . ابن زياد گفت : خود خبر را به آنان برسان . و گويا از امام شرم نمود و خداوند كشته شدن را از امام سجاد عليه السّلام بازگرداند . قاسم بن محمد مىگويد : هرگز منظرهاى هراسناكتر از اينكه سر امام حسين عليه السّلام در مقابل ابن زياد انداخته شد و او با چوب به سر و دندان او زد مشاهده نكردهام .
[ 450 ] 42 - ابو اسحاق سبيعى مىگويد : همان روز زيد بن ارقم از نزد ابن زياد بيرون آمد در حالى كه مىگفت : به خدا سوگند شنيدم كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله مىفرمود : خداوندا ، او و مؤمنان نيكوكار را نزد تو به امانت مىسپارم . پس چگونه امانت رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله را حفظ كرديد ؟
[ 420 - نزول آيهء شريفهء ( وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي )
]
[ 451 ] 43 - ابن عباس مىگويد : شبى كه رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله به سوى مشركان خارج شد على عليه السّلام در بسترش خوابيد تا قريش را از كشتن پيامبر ، منحرف سازد و دراين باره اين آيه فروفرستاده شد « بعضى از مردم در طلب خشنودى خدا جان خود را مىفروشند . » [ بقره ( 2 ) : آيهء 207 ]