[ 377 - شعر حميرى ]
[ 405 ] 55 - حمدونى شاعر مىگويد : شنيدم كه رياشى براى سيد بن محمد حميرى اينگونه مىسرايد : كسى كه دشمنش على عليه السّلام باشد كسى است كه نظرى دور از حق و حجتى باطل دارد * و خداوند هيچ عذرى از او نمىپذيرد و بر دشمنانش برترى نمىيابد .
[ 378 - سبب عدم دعوت حضرت على عليه السّلام مردم را به سوى خودش ]
[ 406 ] 56 - زراره مىگويد : به امام صادق عليه السّلام عرضه داشتم : چه چيز امير مؤمنان عليه السّلام را بازداشت از اينكه مردم را به سوى خود فراخواند و در برابر دشمنش شمشير بكشد ؟ امام فرمود : ترس از اينكه آن جماعت از دين برگردند و بر پيامبرى محمد صلّى اللّه عليه و إله نيز گواهى ندهند . [ و اصل دين از دست برود ] .
[ 379 - عبد اللّه بن سبأ دروغ بست بر خداوند و پيامبر صلّى اللّه عليه و إله ]
[ 407 ] 57 - ابو طفيل مىگويد : مسيّب بن نجبه نزد امير مؤمنان عليه السّلام آمد درحالى كه از عبد اللّه بن سبأ شكايت داشت و خشمگين بود . پس امير مؤمنان به او فرمود : تو را چه شده است . گفت :
عبد اللّه بر خدا و رسولش دروغ مىبندد . امام فرمود : چه مىگويد ؟ راوى گويد : پس من سخن مسيّب را نشنيدم ولى شنيدم كه امير مؤمنان عليه السّلام مىفرمايد : خشمناكى دور باد [ خشمگين مشو ] ! اما سوارى بر شترى تندرو به نزد شما مىآيد درحالى كه زين شتر را با ريسمانى محكم كرده و همه محرّمات حج و عمره را ترك نكرده است حج و عمره خود را ناتمام گذاشته است ، شما او را به قتل مىرسانيد . و از آن سخن ، حسين بن على عليه السّلام را قصد مىكرد .