به خدا قسم تو از ما اهل بيت هستى . عرضه داشتم : فدايت شوم از خاندان محمد ؟ فرمود : بله ، به خدا قسم از خودشان هستى . گفتم : فدايت شوم از خودشان ؟ فرمود : بله به خدا قسم از خودشان . اى عمر ! آيا كتاب خداوند عزّتمند را نمىخوانى كه مىفرمايد : « همانا سزاوارترين مردم به ابراهيم كسانى هستند كه از او پيروى نمودند و اين پيامبر و كسانى كه ايمان آوردند و خداوند سرپرست مؤمنان است » [ آل عمران ( 3 ) : آيهء 68 ] و آيا سخن خداوند عزّتمند را نمىخوانى كه فرمود : « هركس از من پيروى كند از من است و هركس از من نافرمانى كند پس به درستى كه تو بسيار بخشنده و مهربانى . » [ ابراهيم ( 14 ) : آيهء 36 ]
[ 52 - قول امام صادق عليه السّلام به حماد سمندرى در مورد زمانى كه به سرزمين اهل شرك مىرود و در آنجا مىميرد ]
[ 54 ] 23 - حماد سمندرى مىگويد : به امام صادق عليه السّلام عرضه داشتم : من در سرزمينهاى اهل شرك وارد مىشوم و كسانى از نزد ما هستند كه [ به من ] مىگويند : اگر آنجا از دنيا به روى با آنان محشور خواهى شد . پس امام به من فرمود : اى حماد ! هنگامى كه در آنجا هستى امر ما را به خاطر مىآورى و به آن دعوت مىكنى ؟ گفتم : بله . امام فرمود : پس هنگامى كه در اين سرزمينها ( سرزمينهاى اسلام ) هستى ، امر ما را به ياد مىآورى و به آن دعوت مىكنى ؟
عرضه داشتم : نه . امام فرمود : همانا اگر تو در آنجا از دنيا به روى به تنهايى همچون يك امّت بر انگيخته خواهى شد و نورت در مقابلت حركت مىكند .
[ 53 - قول امام صادق عليه السّلام به هشام بن حكم ]
[ 55 ] 24 - هشام بن حكم مىگويد : در منى از امام صادق عليه السّلام از پانصد حرف [ و نكته ] از [ علم ] كلام پرسيدم . پس مىگفتم : آنان اينچنين مىگويند و امام مىفرمود : اينچنين به آنان پاسخ گفته مىشود . پس عرضه داشتم : مىدانم كه اين حلال و حرام است