آنچه مىشنوى بازگويى » ، آنگاه آن حضرت فرمودند : دربارهء بنى اسرائيل ( به جاى نقلكردن گفتههاى مردم ) آيات قرآن را نقل كن .
در « نهاية » ابن اثير آمده است : اشكالى ندارد كه از بنى اسرائيل روايتى را نقل كنى هرچند آن روايت غيرممكن و يا بر خلاف واقع باشد ؛ اگر چنين كنى گناهى بر تو نيست ؛ چرا كه ميان آنان تا ظهور اسلام فاصلهء بسيارى است ولى روايات پيامبر اسلام را در صورتى مىتوان نقل كرد كه راويان و سندش صحيح و موثق باشند .
برخى نيز گفتهاند كه مقصود حديث آن است كه بيان روايات دربارهء بنى اسرائيل واجب نيست . « 1 »
امام صادق عليه السّلام فرمودهاند : عابدى در ميان بنى اسرائيل بود كه از دنيا دست كشيده بود . شيطان زيردستان خود را فرا خواند و از آنان خواست تا راهى براى منحرف ساختن عابد بيابند .
يكى از شياطين عشوهگرى زنان و ديگرى شراب و لذتهاى نامشروع را پيشنهاد داد ولى شيطان هيچيك از اين راهها را نپذيرفت . سرانجام يكى از آنان پيشنهاد داد كه از راه كارهاى نيك در او رسوخ كنيم .
شيطان نظر او را پذيرفت . آن شيطانك با چهرهاى مبدّل نزد عابد رفت و به عبادت و نماز برخاست و چنان عبادت مىكرد كه عابد عبادتهاى اندكش را كوچك مىديد .
او از شيطان پرسيد : تو چه كردهاى كه چنين عبادت مىكنى ؟ او گفت :
من گناهى كردم و از آن روز چنين عبادت مىكنم . عابد راه گناهكردن را از او پرسيد . شيطان گفت : دو درهم به تو مىدهم و به خانهء فلان زن بدكاره برو و با او گناه كن .
پاورقی
( 1 ) . ر . ك . بحار الانوار ج 14 ص 495 .