در كتاب الكامل آمده است : خداوند به شعيا فرمان داد تا قومش را از نافرمانى خدا بازدارد . ولى مردم سخن پيامبر را نپذيرفتند و بر او شوريدند و بر آن شدند كه او را بكشند . شعيا نيز از ميان آنان گريخت و در ميان تنه درختى پنهان شد .
ولى شيطان گوشهء لباس پيامبر را كه از درخت بيرون افتاده بود به بنى اسرائيل نماياند . آنان نيز درخت را با ارهاى بزرگ از ميان بريدند و شعيا چنين به شهادت رسيد . « 1 »
حسن بن محمد نوفلى گويد : امام رضا عليه السّلام در مناظرهاى كه با « جاثليق » اسقف مسيحيان و رأس الجالوت داشت به جاثليق فرمود : آيا مىدانيد مقصود شعيا از اين سخن چيست كه فرموده است : گويى مردى را مىبينم كه در هاله - اى از نور بر استرى سوار است و مردى ديگر كه چهرهاش بسان ماه نورانى است سوار بر شترى است .
اسقف گفت : نمىدانم مقصود از اين جمله شعيا چيست ؟ بهتر است شما بگوييد . آنگاه امام عليه السّلام فرمودند : آن مرد كه بر استر سوار است عيسى بن مريم است و آنكه بر شتر سوار است پيامبر اسلام است .
آيا قبول ندارى كه اين سخن در تورات آمده است . جاثليق گفت : آرى قبول دارم . آنگاه امام عليه السّلام دربارهء حبقوق فرمودند : او پيامبرى بود كه به قومش گفت : تورات چنين خبر مىدهد كه كتابى روشن از كوه فاران ( كوهى نزديك مكه ) نمايان شده و بر همهء جهان نورافشانى خواهد كرد و آسمانها از ستايش محمد و امتش لبريز خواهد شد .
مردى سوار بر اسب ، بيابانها را پيموده و كتابى تازه را براى ما خواهد آورد .
او پس از ويرانى بيت المقدس خواهد آمد . آنگاه امام رضا عليه السّلام به رأس الجالوت كه نزد آن حضرت بود فرمود : آيا اين سخنان در كتابهاى شما نيست ؟
او نيز گفت : آرى ، اين روايت بىكموكاست از گفتههاى حبقوق است . « 2 »
هامش
( 1 ) . الكامل ص 257 .
( 2 ) . توحيد شيخ صدوق ص 424 .