فرمود : ريشه همه دانشها نزد خداوند است ولى آن دانش كه تو پرسيدى بى گمان نزد جانشينان پيامبران است ولى پيامبر آنچه را كه مىشنيد مىتوانست ببيند . آن مرد دوباره پرسيد : چرا دانشى كه پيامبر دارد آشكار نمىگردد ؟
پدرم كه از تجاهل آن مرد لبخندى بر لب داشت فرمود : خداوند اراده نموده است كه دانش نزد كسانى باشد كه در ايمان خويش آزموده شدهاند ؛ به همين سبب بود كه پيامبر تنها به فرمان خداوند با زشتىهاى جامعه ستيز مىكرد .
تا اينكه خداوند به او فرمان داد :
« فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ ؛
« 1 » پس آنچه دستور يافتهاى آشكار كن و از مشركان روى بگردان »
آنگاه امام عليه السّلام فرمودند : به خداوند سوگند كه اگر پيامبر مىخواست مىتوانست پيش از نزول اين آيه نيز بر دشمنانش پيروز گردد ولى نخواست كه بر خلاف فرمان خداوندى كارى انجام دهد . آنگاه پدرم به آن مرد گفت : اى كاش مهدى آل محمد را مىديدى كه چگونه فرشتگان همراه آن حضرت با شمشير آل داود بر ارواح كافران يورش مىبرند و به زودى كسانى كه در شمار آن كافران هستند به آنان خواهند پيوست . اين همان شمشير آل داود است .
پدرم سخن او را تأييد نمود و آن مرد دوباره عمامهاش را كه گشوده بود به صورتش بست و به ما گفت : اين سؤالها را از آن جهت مطرح نمودم كه شيعيان با شنيدن اين سخنان نيرو و توان يابند .
انس گويد : روزى پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از فراز قلهاى شنيد كه كسى مىگفت :
خداوندا ، مرا نيز در شمار امت پيامبرت كه بر آنان رحمت ورزيدهاى قرار ده .
ناگهان مردى پديدار شد كه بلندى قامتش سيصد ذراع بود . آن مرد به پيامبر گفت : من هرسال يكبار غذا مىخورم و آن نيز امروز است . چندى بعد مائدهاى آسمانى فرود آمد و پيامبر همراه آن مرد به خوردن غذا پرداختند .
بعدها پيامبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمودند : آن مرد الياس پيامبر بود . « 2 »
هامش
( 1 ) . سوره حجر / 94 .
( 2 ) . مناقب آل ابى طالب ج 1 ص 118 .