43 - المسئول حرّ حتى يعد ،
امير مؤمنان ( ع ) فرمود : مرد مسئول آزادست تا آن گاه كه وعده دهد . شارح گويد : مسئول از سؤال به معناى گدايى كردن است نه به معناى كشف و فهم مطلبى ، و فرقش آن است كه هر گاه به معناى گدايى كردن باشد بى واسطه به دو مفعول متعدّى مىشود مانند : سألت زيدا درهما از زيد درهمى را طلبيدم ، و اگر به معناى كشف و فهم باشد به وسيله ( عن حرف جرّ ) مفعول دوّم مىگيرد مانند : سألت زيدا عن حال عمرو از زيد در مورد حال عمرو پرسيدم ، و گاهى ( ب ) به جاى ( عن ) به كار مىرود مانند : * ( سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ ) * ( 1 ) اخفش گويد : ( در مادّهء سؤال ) مىگويند : خرجنا نسأل عن فلان و بفلان ( يعنى فعل سؤال هم با ( عن ) متعدى شده و هم با ( ب ) ، حرّ ، ضدّ بنده است و در اين جا مجاز به كار رفته براى كسى كه از رشتهء بندگى طلب و در خواست رها شده است ، وعد و عده در خير و شرّ هر دو استعمال مىشود . فراى ( نحوى ) گفته است : وعدته خيرا و وعدته شرّا گفته مىشود ، پس اگر خير و شرّ را از عبارت بياندازند چنان گويند : في الخير الوعد و العده و في الشّر الايعاد و الوعيد ، در خير وعدهء به امر نيك است ، و در شر ترساندن ، و اگر بر كلمهء شرّ ( ب ) در آورند فعل وعد را با الف مىآورند و مىگويند : اوعده بالسّجن او را از زندان ترساند .