كلمهء بيست و پنجم گفتار آن حضرت ( ع ) : ربّ ارباح
( 1 ) تؤدّى الى الخسران . بسا سودهايى كه به زيان كشانده مىشود . شارح گويد : رنج زيادتى است كه از تصرّف كردن در مقدارى از مال كه به قصد تجارت بيرون شده و سرمايه ناميده مىشود حاصل مىگردد و ضدّ آن خسران است كه همان كاستى است كه به سبب تجارت كردن در آن مقدار مال بيرون شده ( سرمايه ) حاصل مىشود و مقصود اين است كه بعضى از سودها سبب زيان مىشود و اين مقصود و تصوّر آن را ثابت مىكند . و بايد بدانى كه لفظ ربح اگر چه در معنايى كه ياد كرديم حقيقت است امّا گاهى مجازا بر به دست آوردن شناختها و دانشهاى واقعى و كمالات نفسانى اطلاق مىشود و سرمايهء اين تجارت معقولات اوّلى و ثانوى است بر اساسى كه تاجر تصرّف نمايد و آن عقلى است كه در او وجود دارد و بيرون آوردن سودها كه همان نتايج است از مقدّمات و استدلالها و حقايقى كه از حدود و رسوم گرفته مىشود ، به دست مىآيد ، مناسبت تشبيه ميان آن دو اين است كه در هر يك از آن دو سرمايهء مادى و معنوى با تصرّف كردن در اصل مال فزونى حاصل مىشود ، و لفظ خسران نيز چنين است يعنى همانطور كه خسران در نقصانى كه در سرمايه حاصل مىشود حقيقت است مجازا بر خللى كه در ترتيب دادن حدود و براهينى كه سرمايهء مجازى است حاصل مىشود نيز اطلاق مىگردد و هر گاه آن مطلب را دانستى مىگوييم : گاهى سود خيالى كه متعلَّق به مال مىباشد سبب زيان به معناى مجازى نيز مىشود و مقصودم از سبب در اين جا علَّت نيست زيرا يكى از دو امر متقابل علَّت ديگرى نمىشود ، چون يكى از آن دو با ديگرى جمع نمىگردد در حالى كه علَّت و معلول با هم جمع مىشوند ( بلكه انفكاك معلول از علَّت تامّه محال است ) بلكه مقصود آن است كه سود