اگر كسى اشكال كند كه : گاهى بخل ملكه اى طبيعى است و در سرشت انسان قرار دارد ، بنا بر اين بر طرف شدنش ممكن نيست پس از قدرت انسان بيرون است ، در نتيجه ترك كردن آن هم تكليف و وظيفهء انسان نمىباشد . در پاسخ مىگويم : تجربه گواه است كه بر طرف شدن بخل ممكن است ، لكن نه يكباره بلكه بطور تدريجى و عادت كردن و گفتار خداوند در قرآن اين مطلب را تاييد مىكند : و آن كه از بخل خويش نگه داشته شود پس آنان رستگارند ( 1 ) . و آنان كه بخل مىورزند و مردم را به بخل كردن فرمان مىدهند ( 2 ) ، خداوند آنان را به حسد و بخل توأم با حرص و فرمان دادن به آن نكوهش كرده است ، و اگر بر طرف شدن بخل ممكن نبود هرگز نكوهش و كيفر بدان تعلَّق نمىگرفت ، و خدا سرپرست توفيق است .
كلمهء نهم گفتار آن حضرت ( ع ) : لا اجتناب محرم مع حرص .
دور شدن از حرام با آزمندى ممكن نيست . شارح گويد : حرص كوشش زياد در به دست آوردن امورى است كه تحصيل آن ممكن مىباشد حرص امرى نسبى است كه بر اساس گوناگون بودن امر مورد طلب در شرافت و پستى شايستگى ستايش و نكوهش در مورد آن نيز گوناگون مىشود . پس اگر آنچه مورد خواست آدمى است چيزى شريف مانند به دست آوردن كارهاى ماندنى و كمالات سعادت بخش باشد . حرص ورزيدن نسبت به آن كارى ستوده است ، و اگر چيزى پست مانند به دست آوردن چيزهاى فناپذير و لذّتهاى خيالى داراى منقصت ( 3 ) ( كاستى زا ) باشد حرصى نكوهيده است .