كلمهء دوّم گفتار آن حضرت ( ع ) : من لان عوده كثفت اغصانه
( 1 ) . هر كه چوبش نرم باشد شاخه هاى آن انبوه شود . شارح گويد : عود بطور حقيقت بر ساقهء درخت گفته مىشود و بر حسب مجاز بر هر چيزى كه با ساقهء درخت در امرى شبيه باشد ، و امام ( ع ) در اين جا آن را بر آدمى اطلاق فرموده است ، و همچنين لين بر حسب حقيقت بر چيزى كه از نظر حسّ عيبجويى را بپذيرد گفته مىشود : و از آن به فروتنى و بزرگى و پاكى اخلاق تعبير كردهاند ، و كثافت بر زياد بودن اجزاى مادّى گفته مىشود و در اين جا امام ( ع ) از آن به فراوانى خار و شاخه و بسيارى برادران و ياوران تعبير كرده است ، و اين قضيّه نيز متصله است و تحقيق آن نياز به شرح مناسبات مجازهاى ياد شده دارد پس از آن نوبت به شرح ملازمه اى مىرسد كه ميان تالى و مقدّم آن وجود دارد ، امّا مناسبت مجازها : مقصود از عود مجازا انسان مىباشد چون در مجاز كمترين مناسبتى كافى است و در اين جا مناسبتهايى از قبيل شركت داشتن در نيروى نباتى و نموّ و نيروى تغذيه و در نيروى ناميه هم استقامت و غير آن مىباشد ، و شريك بودن در يكى از اين امور سبب شباهت مىشود چه رسد كه در همه آنها شباهت باشد پس اين اطلاق مجازى براى يكى از انواع بر نوع ديگر نيكوست چون ميانشان شباهت هست و آن استعاره اى نيكوست . و امّا منظور از ( لين ) فروتنى و خوبى اخلاق است زيرا همان گونه كه نرمى هر گاه در جسم حاصل شود دليل بر بودن رطوبتى است كه با وجود آن ، چوبى كه از آن نيزه مىسازند به وسيلهء نيزه ساز قبول خميدگى مىكند همچنين فروتنى و خوبى اخلاق چون در شخص حاصل شود دليل بر نرمى و رطوبت باطن اوست و نيز نرم بودن آن در آمادگى و لايق بودن