نخواهد داشت .
به نظر ما در جايى كه قرينهء خاصى بر اين امر وجود ندارد ، ظاهر غايت آن است كه قيد براى حكم بوده در نتيجه داراى مفهوم مىباشد .
لا يبعد القول بظهور الغاية فى رجوعها إلى الحكم و انها غاية للنسبة الواقعة قبلها ، و كونها غاية لنفس الموضوع أو نفس المحمول هو الذى يحتاج إلى البيان و القرينة . فالقول بمفهوم الغاية هو المرجح عندنا .
4 . مفهوم حصر
معناى حصر
حصر دو معنا دارد :
1 . قصر در اصطلاح معروف ، مانند : « لا سيف الّا ذو الفقار . »
2 . معناى گستردهترى كه شامل قصر و استثنا هر دو مىشود . مقصود از حصر در اين بحث معناى دوم است .
اختلاف مفهوم حصر در اثر اختلاف ادوات آن
1 . « الّا » . الّا اگر صفت باشد - مانند « فى ذمّتى لزيد عشرة دراهم الّا درهم ؛ به زيد ده درهمى كه غير از يك درهم است ، بدهكار هستم . » - همانند ساير اوصاف ، مفهوم نخواهد داشت .
و اگر استثناء باشد ، قطعا داراى مفهوم خواهد بود ، چون وضع شده است براى خارج كردن مستثنا از مستثنى منه كه لازمهء بيّن آن اين است كه مستثنا ، حكم نقيض مستثنى منه را داشته باشد .
و اگر ادات حصر پس از نفى باشد ، مانند : « لا صلاة الّا بطهور ؛ نماز نيست مگر با طهارت . » در واقع از نوع استثنا بوده مفهوم خواهد داشت .