6 . واجب نفسى و اطلاق صيغه
واجب نفسى ، واجبى است كه وجوب آن به خاطر واجب ديگرى نيست ، بر خلاف واجب غيرى .
هرگاه شك شود در اينكه واجبى نفسى است يا غيرى ، مقتضاى اطلاق تعلق امر به آن ، اين است كه واجب نفسى باشد .
7 . فور و تراخى
واجب فورى واجبى است كه تأخير آن از نخستين زمانهاى امكان وقوع آن جايز نباشد ، در برابر واجب غير فورى . بنا بر قول صحيح ، امر به فعل ، نه براى فور وضع شده و نه براى تراخى . ازاينرو تعيين يكى از آن دو به كمك قرائن خارجى صورت مىگيرد . اگر چنين قرينهاى نباشد ، مقتضاى اصل اطلاق ، جواز انجام مأمور به ، به صورت فورى و يا با تراخى است .
لا دلالة لصيغة الامر - لا بهيئتها و لا بمادتها - على الفور أو التراخى ؛ بل لا بد من دال آخر على شىء منهما ، فان تجردت عن الدال الآخر فان ذلك يقتضى جواز الإتيان بالمأمور به على الفور أو التراخى .
برخى گفتهاند : دلايل خارجى دلالت دارند بر آنكه همهء واجبات به طور عموم بايد به صورت فورى انجام شوند ، مگر مواردى كه دليل خاص بر فورى نبودن آنها وجود دارد . اين دلايل عبارتند از :
يكم . آيهء شريفهء
« وَ سارِعُوا إِلى مَغْفِرَةٍ مِنْ رَبِّكُمْ » ؛
به سوى نيل به آمرزش از پروردگار خود بشتابيد . « 1 » »
هامش
( 1 ) - آل عمران / 133 .