للشاك . و اما الظن ببقاء المتيقن - على تقدير حكم العقل و على تقدير حجية مثل هذا الظن - لا يكون الا مستندا للقاعدة و دليلا عليها و شأنه فى ذلك شأن الأخبار و بناء العقلاء ، لا ان الظن هو نفس القاعدة حتى تكون أمارة ، لان هذا الظن نستنتج منه ان الشارع جعل هذه القاعدة الاستصحابية لأجل العمل بها عند الشك و الحيرة .
آراى گوناگون در استصحاب
شايد در كمتر مسألهاى همچون استصحاب ، اصولدانان اينگونه اختلاف نظر يافته باشند . در اينجا به پارهاى از اين آرا اشاره مىكنيم :
1 ) حجيت استصحاب مطلقا .
2 ) عدم حجيت استصحاب مطلقا .
3 ) حجيت استصحاب در امر عدمى و عدم حجيت آن در امر وجودى .
4 ) حجيت استصحاب در حكم شرعى و عدم حجيت آن در امور خارجى .
5 ) عدم حجيت استصحاب در حكم شرعى كلى و حجيت آن در ديگر موارد .
6 ) حجيت استصحاب در حكم جزيى و عدم حجيت آن در ديگر موارد .
7 ) حجيت استصحاب در احكام وضعى و عدم حجيت آن در ديگر احكام شرعى .
8 ) حجيت استصحاب در غير آنچه به اجماع ثابت شده .
9 ) حجيت استصحاب در امورى كه استمرار آن محرز است و در غايت رافع آن ترديد است ، و عدم حجيت آن در ديگر موارد .
10 ) شيخ انصارى با پذيرش تفصيل يادشده در بند نهم ، گفته است كه اگر مستصحب با دليل عقلى ثابت شده باشد ، استصحاب در آن حجت نيست و اگر با دليل ديگرى ثابت شده باشد ، استصحاب در آن حجت است .