2 . آيهء « وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا ؛
و ما تا پيامبرى برنينگيزيم ، به عذاب نمىپردازيم . » « 1 »
بيان دلالت آيه : « رسول » در اين آيه كنايه از حجت و اصل است ، زيرا ظاهرا در اين موضع ، رسول خصوصيتى ندارد . بنابراين ، آيه بيانگر نفى استحقاق عقاب قبل از قيام حجت نزد مكلف مىباشد ؛ و اين همان مفاد برائت است .
اشكال : آيه بيش از فعليت عقاب را نفى نمىكند ، و نفى فعليت عقاب اعم از نفى استحقاق آن است ، در حالى كه مفاد برائت نفى استحقاق عقاب است نه نفى فعليت آن ، زيرا نفى فعليت عقاب با ثبوت تكليف در واقع نيز جمع مىشود ، مانند آنجا كه شارع به واسطهء عفو مجازات را برمىدارد .
پاسخ : لسان آيه با حمل بر نفى فعليت تكليف ناسازگار است ، زيرا تعبير « ما كنّا معذّبين » و امثال آن از تعبيرات قرآنى ، مانند
« ما كانَ اللَّهُ لِيُضِلَّ قَوْماً »
« 2 » و
« ما كانَ اللَّهُ لِيَذَرَ الْمُؤْمِنِينَ »
« 3 » همگى دلالت برآن دارند كه خداوند به گونهاى است كه سزاوار نيست چنين كارهايى به او نسبت داده شود .
اشكال : آيه ، چنانكه از سياق آن برمىآيد ، در مقام نفى عذاب دنيوى وارد شده ، نه در مقام نفى عذاب اخروى ، در حالى كه دلالت آن بر برائت منوط به آن است كه در مقام نفى عذاب اخروى نازل شده باشد . از طرفى ، روشن است كه نفى يكى از اين دو عذاب ، مستلزم نفى ديگرى نيست .
پاسخ : هرگاه ساحت قدس خداوند از عذاب كردن بندگانش در دنيا در موردى منزه باشد - با آنكه عذاب دنيوى سبكتر از عذاب اخروى و تحمل آن آسانتر است - به طريق اولى از عذاب كردن اخروى در آن مورد مبرا مىباشد .
هامش
( 1 ) - اسراء / 15 .
( 2 ) - توبه / 115 .
( 3 ) - آل عمران / 179 .