الدين و يعلموا الآخرين هو بمجموعه دليل واضح على حجية نقل الأحكام فى الجملة و ان لم يستلزم العلم اليقينى ، لان الآية من ناحية اشتراط الإنذار بما يوجب العلم مطلقة فكذلك تكون مطلقة من ناحية قبول الإنذار و التعليم ، و الا كان هذا التدبير الذى شرعه اللّه لغوا و بلا فائدة و غير محصل للغرض الذى من أجله كان النفر و تشريعه .
اشكال : آنچه در آيه تشريع شده آن است كه از هر گروهى طايفهاى ( جمعى ) كوچ كنند و سپس قوم خويش را انذار دهند . بنابراين ، از آيه تنها حجيت گفتهء طايفه ( سه نفر به بالا يا بالاتر از سه نفر ) استفاده مىشود ، نه گفتهء تكتك آنان .
پاسخ : انذار طايفه در آيه مقيد به اجتماع نيست ، يعنى نگفته است : « طايفهاى كه احكام را فراگرفتهاند باهم انذار دهند » ، و مىتوان به اطلاق آن براى نفى اين شرط تمسك جست .
تنبيه : تفقه در دين در صدر اسلام با فراگيرى روايات معصومين حاصل مىشد اما اينك اين امر نيازمند طى كردن مقدمات اجتهاد و تحصيل ملكهء استنباط احكام است . و چون تفقه در آيه مطلق است ، آيه علاوه بر حجيت خبر واحد ، حجيّت فتواى مجتهد را نيز بيان مىكند .
سوم . آيهء حرمت كتمان
« إِنَّ الَّذِينَ يَكْتُمُونَ ما أَنْزَلْنا مِنَ الْبَيِّناتِ وَ الْهُدى مِنْ بَعْدِ ما بَيَّنَّاهُ لِلنَّاسِ فِي الْكِتابِ أُولئِكَ يَلْعَنُهُمُ اللَّهُ . . . ؛
كسانى كه نشانههاى روشن و رهنمودى را كه فروفرستادهايم ، پس از آنكه آن را براى مردم در كتاب بيان كرديم ، مىپوشانند ، آنان را خدا لعنت مىكند . . . » « 1 »
هامش
( 1 ) - بقره / 159 .