2 . پس اگر ظن حجت باشد ، حجيت آن عرضى خواهد بود .
3 . ما بالعرض هميشه به ما بالذات مىرسد .
4 . تنها علم است كه حجيت آن بالذات مىباشد .
بنابراين ، حجيت ظن تنها با تكيه بر علم و يقين محقق مىشود .
7 . ذاتى بودن حجيت علم
وقتى مىگوييم : « حجيت علم ذاتى است » ، يعنى از خودش برآمده ، به جعل شارع و مانند آن نيست ، بلكه عقل است كه به لزوم پيروى از آن حكم مىكند . چنانكه شيخ انصارى ( ره ) گفته است :
لا إشكال فى وجوب متابعة القطع و العمل عليه ما دام موجودا لأنه بنفسه طريق إلى الواقع و ليست طريقيته قابلة لجعل الشارع إثباتا أو نفيا ؛ در اينكه پيروى قطع و عمل برطبق آن ، تا وقتى قطع باقى است ، واجب مىباشد ، بحثى نيست زيرا قطع خودش طريق به واقع است و طريقيت آن ، قابل اثبات يا نفى با جعل شارع نيست .
بايد توجه داشت كه « وجوب متابعت و پيروى از قطع » به همان طريقيت ذاتى قطع بازمىگردد . اين دو جهت ، هرچند در ظن قابل تفكيك مىباشند - و اين بحث مطرح است كه آيا شارع براى ظن ، طريقيت را جعل كرده يا آنكه امر به لزوم پيروى از آن كرده است - اما در قطع يكى هستند ، چون قطع متابعت مستقلى ندارد جز اخذ به واقعى كه قطع به آن داريم .
اينك مىگوييم : حقيقت قطع ، انكشاف واقع ، رسيدن به واقع و ديدن واقع است . كسى كه قطع به مطلبى دارد ، صحّت و درستى و واقعيت داشتن آن را مىيابد . اين ويژگى براى قطع ، ذاتى و يا ، دستكم ، از لوازم ذات آن است و از