بياورد ، عبادتش فاسد خواهد بود .
برخى گفتهاند : حتى اگر شخص جاهل قاصر باشد ، باز هم عبادت او فاسد خواهد بود ، زيرا بنا بر قول به امتناع اجتماع ، امر و نهى متعارض بوده دليل امر ، محل اجتماع را شامل نمىگردد و ازاينرو ، مصلحت ذاتى در آن احراز نمىشود .
اما بنا بر قول به جواز اجتماع ، در فرض مزبور عبادت صحيح بوده ، شخص همزمان مطيع و عاصى شمرده خواهد شد .
اجتماع امر و نهى در صورت نبودن مندوحه
اگر مكلف از روى اضطرار ميان امر و نهى جمع كرده باشد ، حكم چيست ؟ در پاسخ بايد دو گونه اضطرار را تفكيك كرد :
الف . اضطرارى كه مسبوق به اختيار نبوده است ؛ در اين فرض مسئله از باب تزاحم است و حكمى كه ملاكش قوىتر است مقدم مىشود ، مانند كسى كه براى نجات كسى كه در حال غرق شدن است مجبور است از زمين غصبى عبور كند .
همچنين اگر كسى بدون سوء اختيار از روى ناچارى مرتكب حرامى شده باشد و سپس مضطر گردد كه عبادت را به گونهاى انجام دهد كه آن فعل حرام مصداق عبادت باشد ، عبادتش صحيح خواهد بود ، چون آن نهى فعليت ندارد - مانند كسى كه در مكان غصبى حبس شده و نمازش را در آن مكان مىخواند - مگر آنكه دليل امر و دليل نهى خودشان از آغاز معارض باشند .
ب . اضطرارى كه در اثر سوء اختيار حاصل شده ، مانند كسى كه از روى عمد وارد زمين غصبى شده است . در اينجا دو مسئله مطرح است :
يكم . حكم تصرّف خروجى
شخص مزبور اگر بخواهد از اين زمين بيرون رود ، تصرفاتى كه خارج شدن از زمين