3 . پيامبر صلى الله عليه و آله با نصّى ( تصريحى ) روشن ، « آيندهرا رقمزده » و شخصى را كه مىبايد پس از او مسئوليّت هدايت امّت و ادارهء جامعهء اسلامى را به دوش گيرد ، معرّفى كرده است .
اكنون به اين فرضها مىنگريم و چگونگى آنها را بررسى مىكنيم . « 1 »
فرض نخست . سكوت در قبال آينده
چرا پيامبر صلى الله عليه و آله طرحى براى آينده نيفكنده و آيندهء امّت را مسكوت گذاشته است ؟
چنين موضعى ممكن است از چگونه انديشهاى سرچشمه گرفته باشد ؟
اين بىاعتنايى و مسكوت گذاشتن را مىتوان بر دو پيشفرض ، بنا نهاد . اكنون بايد بنگريم كه آيا اين دو پيشفرض ، معقولاند :
پيشفرض اوّل : احساس امنيّت و نفى هر گونه خطر
اين سخن ، بدين معناست كه پيامبر صلى الله عليه و آله مىدانسته كه هيچگونه خطرى امّت را تهديد نمىكند و هيچ جريان درهم شكنندهاى آيندهء مردم را متزلزل نمىسازد و امّتى كه به زودى ، « رسالت اسلامى » را به ارث خواهد برد ، در ايجاد طرحى براى ادارهء جامعه ، موفّق خواهند بود .
وحال آنكه خطرهايى جامعه نوپاى اسلامى را تهديد مىكرد . اين خطرها عبارتاند از :
الف - خلأ رهبرى
ب - رشد نايافتگى جامعه
ج - منافقان و جريانهاى ويرانگر از درون
د - يهود ، قدرتهاى ديگر و خطرهايى از برون
هامش
( 1 ) . بررسىهاى خردمندانه و تحليلهاى درخشانى كه در پى مىآيد ، از كتاب ارزشمند نشأة التشيّع والشيعة ( ص 23 - 56 ) ، اثر انديشمند شهيد ، آية اللَّه سيّد محمّد باقر صدر است كه توضيحاتى بر آن افزوده و منقولات آن را مستند ساختهايم .