تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گزيده دانش نامه امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 796

مساهمون:

ص٧٩٦
كوى و برزن ، پراكنده گشته است . وقتى نامهء من به دست شما رسيد ، مردم را به روايت نمودن در فضايل صحابه و دو خليفهء اوّل ، فرا بخوانيد و هيچ حديثى را كه يكى از مسلمانان دربارهء فضايل ابو ترابْ نقل مىكند ، رها مكنيد ، مگر آن كه در برابرش ، حديثى در فضيلت يكى از صحابه بياوريد ، كه اين كار براى من دوست‌داشتنىتر و چشم‌نوازتر ، و در برابر استدلال‌هاى ابو تراب و شيعيانش كوبنده‌تر ، و براى آنان از احاديث فضايل و مناقب عثمان ، كوبنده‌تر است » . نامهء وى براى مردم ، خوانده شد . از آن پس ، روايت‌هاى ساختگى و بىپايهء بسيارى در فضايل صحابه نقل شد و مردم در نقل اين دستْ خبرها ، كوشش بسيار نمودند و با نقل آنها بر منبرها به تعريف و تمجيد از صحابه [ ى مورد نظر ] پرداختند و اين اخبار ساختگى به معلّمان مكتب‌خانه‌ها نيز ديكته شد و آنان به كودكان و نوجوانان نوآموز ، از اين احاديث بىحدّ و حصر دروغين آموختند ، تا آن كه آنها اين احاديث را همچون قرآن ، ياد گرفتند و روايت كردند . آنان حتّى به دختران و زنان و خدمتكاران و بردگان خود هم آموختند و تا آن جا كه در توانشان بود ، به اين كار ادامه دادند . سپس معاويه ، در بخش نامه‌اى به كارگزارانش در همهء شهرها نوشت : « بنگريد و هر كس را كه عليه وى دليلى ( مبنى بر اين كه وى على و خاندانش را دوست دارد ) اقامه شد ، نامش را از ديوان ، پاك كنيد و عطا و سهمش [ از بيت المال ] را قطع كنيد » . او نامه‌اى ديگر ، ضميمهء آن ساخت كه : « هر كس را به دوستدارىِ اين قوم ( على و خاندانش ) متّهم دانستيد ، تنبيهش كنيد و خانه‌اش را ويران سازيد » . در هيچ جا ، گرفتارى و بدبختى ، بيشتر از عراق و بويژه كوفه نبود ، به طورى كه اگر شخص مورد اطمينانى نزد يكى از شيعيان على عليه السلام مىآمد ، او وى را به اندرون خانه‌اش مىبرد و در آن جا اسرارش را مىگفت و از خدمتكاران و بردگانش مىترسيد و تا هنگامى كه از وى براى كتمان سخن ، سوگندهاى شديدى نمىگرفت ، با وى حرف نمىزد . از اين رو ، حديث‌هاى ساختگى ، فراوان شد و بُهتان ، منتشر گشت و فقيهان ،