على عليه السلام آمد و با وى [ از آن ] خورد . « 1 »
887 . تاريخ دمشق - به نقل از انس بن مالك - : به پيامبر خدا كبكى بريان با نان و خَردَل پرورده در روغن زيتون ، هديه شد . فرمود : « بار الها ! محبوبترينْ بندهات را برسان تا با من از اين غذا تناول كند » .
عايشه گفت : بار الها ! آن شخص پدرم باشد . حفصه گفت : الهى ! پدر من آن شخص باشد . من نيز گفتم : الهى ! سعد بن عُباده را مشمول اين دعا قرار بده .
صداى در را شنيدم و خارج شدم . على عليه السلام پشت در بود . به وى گفتم : پيامبر خدا مشغول است . او برگشت .
دوباره صداى در شنيدم و خارج شدم . على عليه السلام پشت در بود . گفتم : پيامبر خدا مشغول است . وى برگشت .
بار ديگر ، صداى در آمد و على عليه السلام [ از پشت در ] سلام كرد . پيامبر خدا ، صداى على عليه السلام را شنيد و [ به من ] فرمود : « بنگر كه چه كسى است » .
خارج شدم . على عليه السلام ، پشت دمِ در بود . نزد پيامبر خدا آمدم و به ايشان خبر دادم .
فرمود : « بگذار وارد شود » .
على عليه السلام آمد . پيامبر خدا دوبار فرمود : « بار الها ! او نزد من دوستداشتنىترين بندهات است ! » . « 2 »
888 . سنن الترمذى - به نقل از بُرَيده - : محبوبترينِ زنان نزد پيامبر خدا فاطمه عليها السلام و از مردان ، على عليه السلام بود . « 3 »
هامش
( 1 ) . سنن الترمذي عن أنس بن مالك : كانَ عِندَ النَّبِيِّ صلى الله عليه و آله طَيرٌ ، فَقالَ : اللَّهُمَّ ائتِني بِأَحَبِّ خَلقِكَ إلَيكَ ؛ يَأكُلُ مَعي هذَا الطَّيرَ . فَجاءَ عَلِيٌّ ، فَأَكَلَ مَعَهُ ( سنن الترمذى : ج 5 ص 636 ح 3721 ) .
( 2 ) . تاريخ دمشق : ج 42 ص 247 ح 8768 .
( 3 ) . سنن الترمذى : ج 5 ص 698 ح 3868 .