تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گزيده دانش نامه امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 682

مساهمون:

ص٦٨٢
خيره و خِردها را متحيّر ساخته است . سخن خليل بن احمد فراهيدى دربارهء امام عليه السلام چه زيبا و رساست كه مىگويد : چه گويم دربارهء مردى كه دوستانش از بيم و دشمنانش از كينه ، فضايل او را پوشيده داشتند و در بين اين دو سرپوش‌گذارى ، آن قدر فضايل او بسيار است كه شرق و غرب را فرا گرفته است ؟ ! « 1 » در اين جا اندكى از بسيار متون دينى را كه از طريق شيعه و اهل سنّت ( هر دو ) روايت شده ، ذكر مىكنيم ؛ چرا كه ما را توان احاطه بر ويژگىهاى شخصيتى كسى چون على عليه السلام نيست ؛ يگانه‌اى كه در ايمان ، دانش ، اخلاق ، جوان‌مردى ، شجاعت و رحمت ، هم‌تراز ندارد ؛ بلكه نمىتوان انسانى چون او يافت كه در وجودش ويژگىهاى متضادّى - كه معمولًا در يك شخص ، جمع نمىشوند - گِرد آمده باشد . در ميدان رزم ، هرگاه بر دشمنى مىنگريست و بر او بانگ مىزد ، بدنش مىلرزيد و جان بر لبش مىرسيد ، و هيچ يك از همگنانش به پايگاه او نمىرسيدند ، و آن گاه كه به اشك حلقه زده بر چشم يتيم مىنگريست و يا به كسى كه پشتش از رنج روزگار ، خم شده است ، نگاه مىكرد ، دلش به لرزه مىافتاد و اشكش جارى مىشد . . . و به اين سبب به « گردآورندهء اضداد » شناخته شده است . او در سرتاسر تاريخ و در همهء زمينه‌ها بىنظير است . او معجزهء بزرگ اسلام و پيامبر خداست ، و چرا چنين نباشد ، در حالى كه نبوّتْ وى را زير بال گرفته و رسالت ، او را در دامان آن بزرگْ پيامبر افكنده بود و او فانى در جمالِ حق بود . با همهء اين‌ها آن حضرت ، خود را در برابر پيامبر صلى الله عليه و آله چگونه مىديد ؟ اين را در پاسخ مولا عليه السلام به يكى از افرادى كه از دانش بسيار و شناخت ژرف او در شگفت شده بود و پنداشت كه وى پيامبر است ، مىتوان يافت ، كه گفت :
هامش
( 1 ) . تنقيح المقال : ج 1 ص 403 ش 3769 .