تخطي إلى المحتوى الرئيسي

گزيده دانش نامه امير المؤمنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢
بيايد تا [ پس از عالِم شدن ، ] بَدَوى و بيابانى نشود . او نيز چنين كرد . همچنين او مىگويد : چون ابو ذر ديد كه عثمان از او خوشش نمىآيد ، خود به ربذه رفت . « 1 » مىدانيم كه پاره‌اى از افسانه‌ها دربارهء « عبد اللَّه بن سبا » نيز از ساخته‌هاى سيف است . او به اين شخص ساختگى چنان قدرت مىبخشد كه گويا تمام مخالفت‌هايى كه با عثمان و معاويه شده ، توسط وى رقم خورده است ؛ فردى كه يهودى بوده و اسلام آورده است .

ه - موجبات شورش بر عثمان

1 . كتك زدن عمّار ياسر

184 . أنساب الأشراف - به نقل از ابو مخنف - در بيت المال مدينه جعبه‌اى بود كه زيورآلات و جواهر در آن قرار داشت . عثمان ، زيورآلاتى را براى يكى از اعضاى خانواده‌اش از آن برداشت . مردم ، زبان به اعتراض گشودند و به تندى با او سخن گفتند ، تا [ اين كه ] وى را خشمگين ساختند . عثمان ، خطبه خواند و گفت : ما نيازمان را از بيت المال برمىگيريم ، هر چند برخى را خوش نيايد . على عليه السلام به او فرمود : « در اين صورت ، جلويت گرفته مىشود و ميان تو و آن ، جدايى انداخته مىشود » . عمّار بن ياسر گفت : من خدا را گواه مىگيرم كه نخستين كسى هستم كه آن را ناپسند مىدارد . عثمان گفت : اى پسر زن ختنه‌نشده ! بر من گستاخى مىكنى ؟ او را بگيريد . او را گرفتند . عثمان ، داخل شد و او را فرا خواند و [ آن قدر ] كتكش زد تا بيهوش شد . سپس وى را بيرون آوردند و به منزل امّ سلمه ، همسر پيامبر خدا ، بردند و او [ در اثر بيهوشى ] نماز ظهر و عصر و مغرب را نخواند . آن گاه كه به هوش آمد ، وضو
هامش
( 1 ) . تاريخ الطبرى : ج 4 ص 284 .