بود كه گردآورى زكات قُضاعه « 1 » را به حَكَم بن ابى عاص [ عمويش ] سپرد . زكات گردآورى شده به سيصد هزار درهم رسيد و چون آنها را آورد ، عثمان ، همه را به او بخشيد . « 2 »
174 . تاريخ أبى الفداء : عثمان ، فَدَك « 3 » را به مروان بن حكم داد ، در حالى كه آن ، صدقهء پيامبر خدا صلى الله عليه و آله بود كه چون فاطمه عليها السلام به عنوان ميراث ، مطالبهاش كرد ، ابو بكر از پيامبر خدا صلى الله عليه و آله روايت كرد كه : « ما پيامبران ، آنچه را بر جاى مىنهيم ، صدقه است ، نه ارث » .
فدك ، پيوسته در دست مروان و پسرانش بود ، تا آن كه عمر بن عبد العزيز ، خليفه شد و آن را از تصرفكنندگانش گرفت و صدقهاش گردانْد . « 4 »
175 . المعارف ، ابن قتيبه : پيامبر خدا ، مَهزور ( جايگاه بازار مدينه ) را صدقهاى براى مسلمانان قرار داد ؛ ولى عثمان ، آن را به حارث بن حكم ، برادر مروان بن حكم ، داد و فدك را نيز به مروان بخشيد كه آن نيز صدقهء پيامبر خدا بود . « 5 »
176 . تاريخ اليعقوبى : عثمان ، دخترش را به همسرى عبد اللَّه بن خالد بن اسَيد در آورد و فرمان داد تا ششصد هزار درهم به او بدهند و به عبد اللَّه بن عامر [ والى خود در بصره ] نوشت كه آن را از بيت المال بصره به او بدهد . « 6 »
هامش
( 1 ) . قضاعه ، نام قبيلهاى در يمن است ( تاج العروس : مادهء « قضع » ) .
( 2 ) . أنساب الأشراف : ج 6 ص 137 .
( 3 ) . فدك ، آبادىاى در حجاز با فاصلهء سه روز راه از مدينه است كه براى يهوديان بود و پس از فتح خيبر ، خداوند در دلهاى صاحبانش هراس افكند و بر سر نصف محصول آن با پيامبر صلى الله عليه و آله مصالحه كردند و پيامبر صلى الله عليه و آله پذيرفت و به او اختصاص يافت ؛ چون آن را با جنگ نگرفته بود . پيامبر صلى الله عليه و آله آن را به جگر گوشهاش فاطمه عليها السلام بخشيد و سپس ابو بكر ، آن را از او گرفت ( معجم البلدان : ج 4 ص 238 ) .
( 4 ) . تاريخ أبى الفداء : ج 1 ص 169 .
( 5 ) . المعارف ، ابن قتيبة : ص 195 ، العقد الفريد : ج 3 ص 291 ، شرح نهج البلاغة : ج 1 ص 198 كلاهما نحوه .
( 6 ) . تاريخ اليعقوبى : ج 2 ص 168 .