و محمول آن در نظر گرفته شود ، و اين با طرز تفكر اصالت ماهيت سازگارتر است تا اصالت وجود .
اگر بخواهيم بنابر اصالت وجود سخن بگوييم : و حقيقت عينى وجود را موضوع و محور قرار دهيم بحث بهگونهاى ديگر مطرح خواهد شد و وجوب و امكان معنا و مفهوم ديگرى خواهند يافت . بنابراين ديدگاه بايد بگوييم : وجود بر دو قسم است :
واجب و ممكن .
واجب : وجودى است كه قائم به خود و بىنياز از همه چيز است و در يك كلمه ، غناى محض و استقلال كامل دارد .
و ممكن : وجودى است كه فقر و وابستگى محض و عين ارتباط با علت است .
بنابراين تحليل ، وجوب و امكان دو وصف براى وجود خارجى هستند كه قائم به آن مىباشند و ازحاق آن ، بدون ملاحظهء هرچيز ديگرى انتزاع شدهاند ، نه آنكه صفتى براى نسبت ميان وجود و ماهيت باشند .
« و الحمد للّه ربّ العالمين »
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 380
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٨٠