تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 325

مساهمون:

ص٣٢٥
علت و معلول - لااقل در افعال اختيارى - رابطهء اولويت است ، يعنى معلول با آن‌كه علت تامه‌اش موجود است ، وجودش ضرورى و قطعى نيست ، بلكه فقط نسبت به عدم اولويت دارد .

اقسام اولويّت

متكلمان تقسيماتى براى اولويّت ذكر كرده‌اند ، از جمله اين‌كه اولويت يا ذاتى است و يا غيرى .

اولويّت ذاتى

آن است كه اولويّت از ذات ممكن نشأت گرفته باشد نه آن‌كه علت ، آن را به او داده باشد . پس چيزى كه ذاتا نسبتش به وجود و عدم يكسان نيست ، بلكه به وجود نزديك‌تر از عدم بوده و موجود شدن ذاتا برايش رجحان دارد ، اولويّت ذاتى نسبت به وجود دارد ، و نيز چيزى كه به مقتضاى ذاتش عدم برايش رجحان دارد ، اولويّت ذاتى نسبت به عدم دارد .

اولويّت غيرى

آن است كه اين رجحان از ناحيهء غير ، كه همان علت است ، به شىء داده شود . يعنى ذات شىء نسبتش به وجود و عدم يكسان است ولى يك عامل خارجى ، يكى از آن دو طرف را براى شىء راجح مىگرداند ، و آن را به وجود و يا عدم نزديك‌تر مىسازد . هريك از اولويت ذاتى و غيرى نيز بر دو قسم است : كافى و غير كافى .

اولويّت كافى

، اولويّتى است كه براى تحقق طرف رجحان يافته كفايت مىكند . پس اگر وجود شىء ، اولويّت كافى بر عدمش داشته باشد ، آن شىء موجود مىگردد ، و وجودش به هيچ چيز ديگر نياز نخواهد داشت ، خواه اين اولويت ذاتى باشد و خواه غيرى . البته در ميان متكلمان مسلمان كسى به اولويت ذاتى كافى براى اشيا قائل نشده است ، زيرا اين نحوه از اولويّت موجب بىنيازى از علت مىگردد و چنين پديده‌اى در واقع ، خودبه‌خود موجود مىباشد و از اين جهت ، با واجب
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 325 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى