تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 321

مساهمون:

ص٣٢١
اين در صورتى است كه آن محمول حاكى از كمالى از كمالات باشد بىآن‌كه شائبه‌اى از نقصان در آن باشد ، مانند علم ، حيات و قدرت - و يا آن‌كه بالضرورة از او سلب مىشود ، و اين در صورتى است كه در آن محمول شائبه‌اى از نقصان بوده باشد ، مانند عجز ، جهل ، جسميت ، حركت ، رنگ و شكل . بنابراين ، چيزى كه نسبتش به آن ذات به نحو امكان خاص باشد ، قابل تصور نيست . حاصل آن‌كه هر كمالى كه براى واجب تعالى امكان عام داشته باشد - يعنى ثبوتش براى او ممتنع نباشد - ضرورتا براى او ثابت مىباشد ، زيرا اگر ضرورتا براى او ثابت نباشد ، نسبت واجب به آن كمال ، امكان خاص خواهد بود ، يعنى ذات واجب از آن كمال تهى بوده و نسبتش به بود و نبود آن كمال يكسان مىباشد ، يعنى مىتواند آن را داشته باشد و مىتواند آن را نداشته باشد ، و معناى اين سخن آن است كه ذات واجب محدود بوده ، و وجود صرف و داراى همهء كمالات نيست ، حال آن‌كه در فصل پيشين به اثبات رسيد كه واجب تعالى وجود نامحدود است و مقيد به هيچ قيد عدمى نبوده و هيچ نقصان و كمبودى در او راه ندارد .
ترجمه و شرح بداية الحكمة ( فارسى ) — صفحة 321 | السيد محمدحسين الطباطبائي / على شيروانى