مقدمه
تبعى بودن بحث از امتناع
در اين بخش دربارهء مواد سهگانه ، يعنى وجوب ، امكان و امتناع بحث و گفتوگو مىشود . البته بحث از وجود و امكان ، مقصود بالذات و بحث از امتناع ، تبعى و طفيلى مىباشد . توضيح اينكه همانطور كه در آغاز اين نوشتار بيان شد ، فلسفهء اولى از احكام موجود مطلق سخن مىگويد ، و از جملهء اين احكام آن است كه موجود يا واجب الوجود است و يا ممكن الوجود ، همانگونه كه يا فى نفسه است و يا فى غيره ، و همانطور كه يا ذهنى است و يا خارجى و . . . و چون ممتنع از اقسام موجود نيست و از عوارض ذاتى آن به شمار نمىرود ، بلكه از احكام عدم مىباشد ، بحث از آن را نمىتوان در زمرهء مسائل فلسفهء اولى محسوب داشت . بهطور كلى ، گفتوگو از عدم و احكام آن در فلسفهء اولى ، يك بحث تبعى مىباشد .
ماده و گوناگون آن
« مواد » جمع « ماده » و از ريشهء « مدد » مىباشد و در لغت دو معنا براى آن بيان شده است : يكى مددكننده و ديگرى امتداددهنده ، اما در اصطلاح علوم چند معنا دارد :
1 . در منطق ، قضايايى كه قياس از آنها تشكيل مىشود ، با صرفنظر از شكل و هيئت تركيبى آن ، « مادهء قياس » ناميده مىشود . مثلا گفته مىشود : « مواد » گوناگونى كه در قياس به كار مىروند عبارتند از : يقينيات ، مظنونات ، مشهورات و . . . و نيز گفته