صورت ذهنى مندرج در مقولهء خارجى خود نيست
صدر المتألهين - ره - در پاسخ مىگويد : اينكه گفته مىشود : « به هنگام تصور يك شىء نفس ماهيت آن شىء به ذهن مىآيد » بدان معنا نيست كه آنچه به ذهن مىآيد در آن ماهيت مندرج بوده ، و از افراد بىشمار مىآيد . بلكه بدين معناست كه آن ماهيت به حمل اوّلى بر آن صورت ذهنى صدق مىكند ، و چنانكه گفتيم ، حمل اوّلى دليل بر اندراج موضوع در محمول ، و نشانهء بودن موضوع از افراد محمول نمىباشد .
پس اگر گفته مىشود : « به هنگام تصور سطح ، نفس ماهيت سطح به ذهن مىآيد » ؛ مقصود اين است كه صورت ذهنى سطح به حمل اوّلى سطح است ، يعنى به حمل اوّلى ، كمى است متصل و قارّ الذات كه در دو جهت قابل انقسام مىباشد . و اگر يك مفهوم ما هوى به حمل اوّلى بر شيئى حمل شود ، اين نوع حمل و اين همانى ، دليل بر اندراج شىء در آن ماهيت نيست . يك شىء در صورتى در يك ماهيت مندرج مىباشد كه آثار آن ماهيت را داشته باشد و آثار ، تنها در وجود خارجى مترتب مىشود نه در وجود ذهنى . پس چون صورت ذهنى سطح ، آثار سطح را ندارد ، به حمل شايع سطح نيست و مندرج در مقولهء كم نمىباشد .
صورت ذهنى تنها مندرج در مقولهء كيف است
البته همين صورت ذهنى از جهت ديگرى ، خودش يك موجود خارجى است و آثارى بر آن مترتب مىشود ، و از اين جهت در مقولهء كيف مندرج مىباشد . و اين سخن حكما كه : « علم يك كيف نفسانى است » ناظر به همين جهت است .
صورت ذهنى دو حيثيت دارد
توضيح اينكه صورت ذهنى دو حيثيت و دو جنبه دارد و به لحاظ هر جنبهاى داراى حكم خاصى مىباشد :
از يكجهت ، موجودى ذهنى است در برابر موجود خارجىاى كه در ازاى آن قرار دارد و شأنش تنها حكايت و ارائه آن است بدون آنكه آثار خارجى محكىّ