ج ) فخر الدين ابو محمد عثمان بن على زيلعى نيز در كتاب « تبيان الحقايق در شرح كنز الدقائق » از قول مالك مىنويسد : ازدواج متعه جايز است ، چون مشروع بوده است و تا ناسخى پيدا نشده ، بازهم جايز است .
مشهور است كه ابن عباس نيز آن را حلال مىدانست و بيشتر اصحاب او از اهل يمن و مكه نيز به تبعيت از ايشان ، آن را جايز مىدانستند و با استناد به آيهء :
« . . . فَمَا اسْتَمْتَعْتُمْ . . . »
« 1 » آن را حلال مىشمردند . « 2 »
د ) برهان الدين مرغينانى مىگويد : ازدواج متعه باطل است و آن بدين صورت است كه به زنى گفته شود : تو را با فلان مقدار مال براى فلان مدت زمان ، متعه مىكنم . مالك مىگويد : جايز است ، چون متعه مباح بوده است . بنابراين ، تا ناسخى نيامده بر اباحهء خود باقى است و زفر مىگويد :
متعه صحيح و لازم است ، چون ازدواج با شرايط فاسد باطل نمىشود . « 3 »
ه ) امينى مىگويد : جواز متعه به مالك نسبت داده شده ؛ و اين نسبت در كتابهاى فتاوى فرغانى ، تأليف قاضى فخر الدين حسن بن منصور فرغانى و در خزانة الروايات در فروع الحنفيه ، تأليف قاضى جكن حنفى و در كتاب كافى در فروع الحنفيه و در كتاب العنايه در شرح الهدايه ، تأليف اكمل الدين حنفى « 4 » آمده است .
هامش
( 1 ) . نساء : 24
( 2 ) . شرح زرقانى ، ج 3 ، ص 155 ؛ ح 1178 ، القدير ، ج 6 ، ص 315
( 3 ) . الهدايه فى شرح بداية المبتدى ، ج 1 ، ص 190 ؛ شرح فتح الغدير ، ج 3 ، ص 152
( 4 ) . الغدير ، ج 6 ، ص 315