مأذون بداند وارد نشده است ، بلكه مسلّم است كه اولين كسى كه آن را سنت قرار داد خليفه دوم نه پيامبر اكرم است .
آيا عمل و قول خليفه دوم حجت است ؟
بعضى از پيروان رأى و مذهب خلفا معتقدند كه قول صحابى و مذهب او حجت است و برخى نيز آن را مختص قول أبو بكر و عمر دانستهاند ولى غزالى « 1 » در كتاب المستصفى اين مبنا را انكار كرده و آن را از اصول موهوم مىشمارد و مىگويد :
اصل دوم از اصول موهوم و خيالى قول صحابى است و برخى نظر صحابى را مطلقاً حجت مىدانند و برخى مىگويند اگر مخالف قياس باشد حجت است و بعضى نيز مىگويند كه تنها قول أبو بكر و عمر حجت است به اين خاطر كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : اقتدوا باللذين من بعدي ( به كسانى كه بعد از من مىآيند ، اقتدا كنيد ) . و بعضى نيز معتقدند كه قول خلفاى راشدين زمانى كه با هم اتفاق نظر داشته باشند حجت است .
ولى همه اينها نزد ما باطل است ، چون كسى كه اشتباه و سهو در او جايز است و عصمت « 2 » او ثابت نيست ، قولش حجيت ندارد ، پس چگونه با
هامش
( 1 ) . ذهبى مىگويد : او امام بحر ، حجت اسلام و اعجوبه زمان و . . . به دانشها رو آورد و در فنون دقيق فرورفت و با علماى بزرگ ارتباط داشت ، تا اينكه درهاى مختلفى بر او بازشد . . . - سير اعلام النبلاء ج 19 ، ص 343 .
( 2 ) . ابن أبي الحديد مىگويد : أبو محمّد بن متّويه در كتاب الكفايه تصريح دارد كه على عليه السلام معصوم است و ادله زيادى دلالت بر عصمت او دارد و اين امرى است كه در ميان صحابه اختصاص به او دارد و شامل ساير اصحاب نمىشود . ( شرح نهج البلاغه ج 6 ، ص 376 ) .