وتر بوده است . ابن نصر از مالك نيز چنين نقل كرده است و مشهور نزد مالك سى و شش ركعت و سه نماز وتر است .
ابن وهب روايت كرده كه از عبد الله بن عمر شنيدم كه از نافع نقل مىكرد كه مىگفت : مردم را نديدم مگر اين كه سى و نه ركعت نماز مىگزاردند . « 1 » و سهتاى آنها را به صورت وتر مىخواندند .
و گفته شده سى و چهار ركعت ، از زراره بن اوفى در مورد نمازهاى نافله در ده شب آخر رمضان نقل شده است و گفته شده بيست و هشت ركعت كه از ابن اوفى در مورد بيست شب اول رمضان روايت شده است .
و گفته شده سى و چهار ركعت كه از سعيد بن جبير نقل شده و گفته شده بيست ركعت كه ترمذى از بسيارى از اهل علم نقل كرده است . از عمر و على عليه السلام و غير آنها از صحابه نيز چنين نقل شده و اين قول اصحاب ما در مذهب حنفيه است .
و سيره عمر را مالك در كتاب موطأ با اسناد منقطع نقل كرده است .
اگر اشكال شود كه عبد الرزاق از . . . سائب بن يزيد نقل كرده كه عمر بن خطاب در رمضان مردم را بر بيست و يك ركعت نافله به امامت ابى بن كعب و تميم دارى فراخواند .
هامش
( 1 ) . مالك مىگويد : امير مدينه كسى را نزد من فرستاد و خواست قدرى از نمازهاى نافله رمضان كه مردم مدينه انجام مىدادند را كم كند ، ابن قاسم مىگويد : اين نمازها با نماز وتر سى و نه ركعت بود . . .
مالك مىگويد : او را از كم كردن اين نمازها نهى كردم و گفتم : اين تعدادى است كه مردم از قديم به آن اتفاق نظر داشته و آن را بجا مىآوردند . ( المدونة الكبرى ج 1 ، ص 193 ) .