343 . كسب
1600 - پاكيزهترين درآمد
5521 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : همانا پاكيزهترين درآمد ، درآمد بازرگانانى است كه چون سخنى گويند دروغ نگويند و هر گاه امانتى به آنها سپرده شود ، خيانت نكنند و هر گاه وعده دهند ، خلف وعده نكنند و وقتى چيزى مىخرند ، از آن نكوهش نكنند و وقتى چيزى مىفروشند ، تعريف و تبليغ نكنند و هر گاه بدهكارند [ در پرداخت بدهى خود ] ، تعلل نورزند و هر گاه طلبكار باشند [ براى گرفتن طلب خود ] ، فشار نياورند .
5522 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : پاكترين درآمد مسلمان ، [ درآمد از ] تيرى است كه در راه خدا مىاندازد .
1601 - تشويق به كسب درآمد از دسترنج
5523 داوود عليه السلام - چون بر كفشگرى گذشت - فرمود :
اى مرد ! كار كن و بخور ؛ زيرا خداوند ، كسى راكه كار كند و بخورد ، دوست دارد و كسى را كه بخورد و كار نكند ، دوست نمىدارد .
5524 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هرگز كسى غذايى بهتر از دسترنج خود نخورده است . پيامبر خدا ، داوود ، از دسترنج خود امرار معاش مىكرد .
5525 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : بهترين درآمد ، درآمد كارگرى است كه در كارش صداقت داشته باشد .
5526 كتاب من لا يحضره الفقيه : امام على عليه السلام ، در هواى داغ نيمروز براى كار كردن بيرون مىرفت ، در حالى كه نيازى نداشت [ خودش برود ] . علّتش اين بود كه مىخواست خداوند متعال ببيند ، او براى كسب روزى حلال زحمت مىكشد .
5527 امام صادق عليه السلام : اميرالمؤمنين عليه السلام ، از دسترنج خود هزار بنده خريد و آزاد كرد .
5528 كتاب من لا يحضره الفقيه - به نقل از فضل بن ابى قرّه - : حضور امام صادق عليه السلام رسيديم ، در حالى كه در باغ خود مشغول كار كردن بود . عرض كرديم : خدا ما را فداى شما كند ، اجازه دهيد ما براى شما كار كنيم يا غلامان كار را انجام دهند .
حضرتفرمود : نه ، مرا به حال خود بگذاريد ؛ چون خوش دارم خداوند عز و جل ببيند كه من با دست خود كار مىكنمو با رنج ، روزى حلال بهدست مىآورم .
1602 - شغلهاى نكوهيده
5529 امام كاظم عليه السلام : مردى خدمت پيامبر خدا صلى الله عليه و آله آمد و به ايشان عرض كرد : من اين فرزندم را سواد آموختهام ؛ حالا او را به چه شغلى بگمارم ؟
حضرت فرمود : خدا پدرت را بيامرزد ، او را در هر شغلى بگذار اما به پنج گروه مسپارش : سيّاء ، زرگر ، قصّاب ، گندم فروش و برده فروش .
مرد عرض كرد : اى رسول خدا ! سيّاء كيست ؟
فرمود : كسى كه كفن مىفروشد و آرزوى مرگ افراد امّت مرا دارد ، در حالى كه يك نوزاد امّت خود را ، از هر آنچه آفتاب بر آن مىتابد بيشتر دوست دارم . اما زرگر ؛ زيرا به فكر مغبون ساختن افراد امّت من است . اما قصاب ؛ زيرا آنقدر حيوان مىكشد كه رحم از دلش رخت بر مىبندد . اما گندم فروش ؛ زيرا ارزاق امّت مرا احتكار مىكند . اگر كسى با عنوان دزد ، خدا را ديدار كند بهتر است از اين كه او را ديدار كند ، در حالى كه چهل روز خوراك مردم را احتكار كرده باشد . اما بردهفروش ؛ زيرا جبرئيل عليه السلام نزد من آمد و گفت : اى محمّد ! بدترين افراد امّت تو ، كسانى هستند كه انسان خريد و فروش مىكنند .
ر . ك : عنوان 55 « بازرگانى » ؛ عنوان 95 « پيشه » .