148 . خوارى
765 - خوارى
2373 امام على عليه السلام : به اندك بسنده كنيد و تن به خوارى ندهيد .
2374 امام على عليه السلام : مرگ آرى امّا پستى و خوارى هرگز و به اندك بسنده كردن آرى امّا دست سوى اين و آن دراز كردن هرگز .
2375 امام على عليه السلام : يك ساعت ذلّت به عزّت روزگار نمىارزد .
2376 امام على عليه السلام - در مناجات خود - : خدايا : نخستين چيز گرامى كه از من مىگيرى و نخستين امانت از نعمتهاى امانت دادهات به من كه باز مىستانى جان من باشد .
2377 المناقب لابن شهرآشوب : امام حسين عليه السلام فرمود :
مرگ با عزّت بهتر از زندگى با ذلّت است . آن حضرت در روز شهادت خود اين ابيات را مىخواند :
مرگ بهتر است از ننگ و ننگ سزاوارتر از آتش [ دوزخ ] است
به خدا سوگند كه نه ننگ را به خود راه دهم ، نه آتش را .
766 - مؤمن را نشايد كه خود را خوار سازد
2378 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر كه آزادانه ، خوارى و زبونى را بپذيرد از ما خاندان نيست .
2379 امام صادق عليه السلام : خداوند تبارك و تعالى اختيار هر كارى را به مؤمن داده است ، مگر اختيار خوار كردن خويشتن را .
2380 مشكاة الأنوار - به نقل از داوود رقى - : از امام صادق عليه السلام شنيدم كه مىفرمود : مؤمن را نشايد كه خويشتن را خوار سازد . عرض شد : چگونه خود را خوار مىسازد ؟ فرمود : دست به كارى مىزند كه توانش را ندارد و بدين سان خود را خوار و سرافكنده مىكند .
767 - عوامل خواركننده
2381 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : هر گاه مردم به دينار و درهم بخيل شوند ( انفاق نكنند ) و مبادلهء عينه « 1 » كنند و دنبال گاو خود روند و جهاد در راه خدا را واگذارند ، خداوند آنان را به خوارى افكند و طوق ذلّت را از گردنشان برندارد مگر آن گاه كه به دين خود برگردند .
2382 پيامبر خدا صلى الله عليه و آله : زبونترين مردم كسى است كه مردم را خوار كند .
2383 امام على عليه السلام : مردم از ترس خوارى به سوى خوارى مىشتابند .
2384 امام على عليه السلام : كسى كه از گرفتارى خود پرده بردارد ، به خوارى تن داده است .
2385 امام باقر عليه السلام : هيچ خوارىاى چون خوارى طمع نيست .
2386 امام صادق عليه السلام : هر كه شيفتهء زندگى شود ، خوار گردد .
2387 كشف الغمة : در نقلى آمده است : مردى از همسايهء خود به امام صادق عليه السلام شكايت كرد . حضرت فرمود : تحمّلش كن . عرض كرد : مردم مرا به زبونى متّهم مىكنند . حضرت فرمود : زبون كسى است كه ظلم مىكند .
هامش
( 1 ) . عينه ، آن است كه شخص كالايى را به بهاى معيّنى نقداً بخرد وسپس به بهايى بيشتر به صورت نسيه به فروشنده بفروشد يا برعكس - م .