« حرف ظا »
174
سايهء هر كجى ، كج است .
175
سايهء سلطان همانند سايهء خداى رحمان است . « 1 »
176
سايهء شخص كريم بلند و گسترده است .
177
سايهء عمر ستمگر كوتاه است .
178
دادخواهى ستمديده بىپاسخ نمىماند .
179
ستم ستمگر او را به نابودى مىكشاند .
180
ظلم و ستمگرى ، آدمى را از پا در مىآورد .
181
ستم پادشاهان بهتر از آن است كه رعيّت يار و ياورى نداشته باشد .
182
تاريكى ستم ، ايمان را تيره و تار مىكند .
183
عطش مال شديدتر از عطش آب است .
هامش
( 1 ) منظور سلطان دادگر مجرى احكام خداست .